تبليغاتX
 
 
توفان یزد
توفان یزد
       

سرانجام مدتها بعد از کنار گذارده شدن مهندس زرگر باشی از پروژه پل هوایی شایق! و انجام بیش از 50 درصد عملیات فیزیکی احداث پل  و بتون ریزی، ناظری برای نظارت و امضاء صورتجلسه پل هوایی تعیین شد، و اما با توجه به شتاب شهرداری و شورای شهر یزد برای افتتاح غده هوایی در میدان کوچک شهید باهنر و زیر گذر شهدای محراب، در قبل از انتخابات شوراها، و هوای بالای 44 درجه در سایه تیرماه یزد، آیا هیچکدام از ماده های آئینامه بتون ایران و روش بتون ریزی، در بتون ریزی پل هوایی و زیر گذر شهدای محراب رعایت شده است و می شود؟!!

آئینامه چه می گوید؟ مهندسین و کارشناسان چه می گویند؟ پیمانکاران چه می کنند؟ و ناظران چه می بینند!

سالها قبل، یک بنا بی سواد افغانی که آجر چینی خانه ما را با ملات سیمان انجام می داد، هر روزپس از انجام کار و قبل از رفتن، به ما چندین بار سفارش و تاکید می کرد، که آب دادن دیوارها فراموش نشود! می گفت همه زحمت من و کیفیت مصالح بکار رفته شده، بند به آب دادن بموقع می باشد. می گفت سیمان اگر حداقل تا هفت روز مرطوب نباشد و آب نخورد، در هوای گرم و خشک یزد، خاصیت خود را از دست داده و پودر می شود. و اما این استاد کار بی سواد افغانی که سواد و مدرک نداشت و آئینامه بتون را نخوانده بود، آئینامه بتون را مو به مو و با دقت اجراء می کرد!

پس نتیجه می گیریم که با توجه به وجود مهندسان و کارشناسان تحصیلکرده، مواد آئینامه بتون، بطور حتم در پروژه های عظیم و حجیم پل هوایی و زیر گذر رعایت شده است و می شود.  یعنی بجز این است؟! شک نکنید!

جهت پرسیدن سوال « سلام سنت است یا بدعت؟» و دادن چند نامه که فکر می کردیم عاصی آن را در سایت ندیده است، عرق ریزان، در روزگرم تیرماه یزد، به دفتر بسیار خنک و سرد استاندار مراجعه کردیم، رئیس دفتر عاصی روبروی باد شدید کولر گازی لمیده بر صندلی، گوشی زیر چانه، با تلفن صحبت می کرد، با یک دست دفترچه کوچکی را ورق می زد، و با دست دیگر با موبایل بازی می کرد، سلام کردیم، نه اعتنایی دیدیم و نه جوابی شنیدیم. ارباب رجوعی دیگر گفت سلام مهندس! رئیس دفتر عاصی، زیر چشم به او نیم نگاهی انداخت انداخت و باز آهسته به صحبتش ادامه داد، بعد از دقایقی، صحبت رئیس دفتر عاصی تمام شد و تلفن را قطع کرد، و پوشه را از ارباب رجوع گرفت، گفتیم برای بار دوم سلام، جواب سلامی خشک و خالی تحویلمان داد و نامه ها را تحویل دادیم، نیم نگاهی به نامه ها انداخته و گفت لزومی نیست مطالب را بیاورید، ما خودمان مطالب را به عرض عاصی می رسانیم، گفتیم با خود فکر کرده ایم که شاید عاصی به سایت مراجعه نکرده و بعضی ازمطالب را ندیده باشد، بنا به رسمی که اززمان مرحوم حمیدیا شروع شده و در زمان استانداران بعد از او ادامه یافت، نامه ها را شخصا آورده ایم، و بعد توضیح دادیم که چرا آمده ایم و چه سوالی داشتیم و چه برخوردی دیدیم، و حتی گفتیم، آقای رئیس جمهور مدام در صحبت هایش به مسئولین می گوید شما خدمتگزار مردم هستید و باید از ثانیه های خدمت به مردم استفاده کنید، و قدر این ثانیه ها را بدانید، و او گفت رئیس جمهور اینها را گفته؟! و ما گفتیم مثل اینکه!

بهر حال وقتی عاصی دلش بحال خودش و آبرویش نمی سوزد، ما چرا بسوزد؟! عاصی تغییر کرده است؟ یا آئینه را اشتباه انتخاب کرده است؟!

عادت کرده ایم که منتظر پاسخ نمانیم!

کار خیر خیرمندان، در گلستان یک شهر دور!

کار خیر، نیک است، حتی برای خویشتن!

چند فرد خیر و نیکوکار و سپید بخت، که طی چند سال، بدون زد و بند و رابطه، بر اثر تلاش و زحمت و عرق جبین، توانسته بودند موتور گازی و دوچرخه خود را تبدیل به اتومبیل آخرین سیستم کرده، و در گذر ازخانه اجاره ایی به کاخ و ویلا شخصی، به ثروتهای کلان و افسانه ای دست یابند، بدون داشتن کوچکترین طمع و منظور و قصد و غرض و چشمداشتی، و فقط و فقط در راه رضای خدا، به فرد نیکوکار و خیر سپید خطی، که طی مدت کوتاهی، با عرق کد یمین و زحمت و تلاش، ضمن بی حساب شدن با طلبکاران، به دارایی قابل توجه ای دسته یافته بود؛ برای انجام و تدوام کار خیر و عمل عام المنفعه، کمک کرده و مساعدت نموده، و میلیونها تومان پول قرض می دهند؛ حال اینکه بر حسب تصادف و اتفاق و از بد حادثه، آن چند فرد خیر و نیکوکار، دست اندرکار زمین و ساخت و سازبوده، و آن فرد نیکوکار و خیر، عضو فلان شورا و کمیسیون، نباید در اصل قضیه، که همان عمل نیک و کار خیر و نیت خدمت بوده است، شبهه ای وارد کند.

در راستای شایسته سالاری و تحقق عدالت وعده داده شده احمدی نژاد،  همسر یکی از معاونین جدید اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان یزد، در آن اداره استخدام ، و در پست معاونت شوهر خود مشغول بکار شده است، تا به کوری چشم حسودان تنگ نظر، امور مالی ارشاد، رنگ و معنا و مفهوم دیگری پیدا نماید.

امید است با استخدام نور دیده این عزیزان کاردان، جمع و مدیریت خانوادگی در ارشاد یزد تکمیل گشته، و بعد از طرح احیاء دارالعباده، طرح مدیریت خانوادگی نیز جهت اجرا، از جانب آن اداره کل، تهیه و   پیشنهاد گردد!

در حالیکه هنوز در بعضی از مناطق شهر یزد، نرخ زمین کمتر از پنجاه هزار تومان می باشد، در میان بی تفاوتی مسئولین فرهنگی و سیاسی استان، زمین های منطقه ای ازده بالا که تفرجگاه پزشکان و سرمایه داران یزدی و غیر یزدی می باشد، به متری دویست هزار تومان رسیده است، تا تبعیض و فاصله طبقاتی در یزد به نمودار جالب دیگری دست یابد، و ورود مردم فقیر و محروم، اندک اندک به این منطقه ییلاقی ممنوع گردد.

اینک بسیاری از اهالی و جوانان روستای خوش و آب و هوای ده بالا، همچون فلسطینیان، در ده بالا و موطن خود زمین و خانه و ملکی ندارند، و مشخص نیست که زمین های دولتی حاشیه روستا و دامنه شیرکوه، چگونه سهم و نصیب سرمایه داران و ثروتمندان و از ما بهتران و خوش نشینان یزدی شده است.

ساخت و سازهای تشریفاتی و تجملاتی در منطقه اعیان نشین ده بالا، که به ونک و شمیرانات و سویس یزد تبدیل گشته، باعث ورود مد و تیپ های آنچنانی و فرهنگ و نیروی کار غیر بومی به ده بالا شده است، که این مسئله با توجه به میهمانیها و شب نشینی های پرهزینه، تبعات مختلفی را در پی داشته است و خواهد داشت.

ده بالا اینک شهری است بی شهردار و قانون و آزاد در زیر پای شیرکوه، که روزهای تعطیل و ایام تابستان، پذیرای هزاران نفر، از مناطق دیگر شهر و استان می باشد.

و سرانجام پیش بینی ها به وقوع پیوست و زمینهای محدوده پارک کوهستان در خارج از محدوده یزد، با افزایش نرخ غیر معقول و قابل قبول، از طریق شرکت تعاونی های مسکن، وارد بورسی سوال برانگیز و کاذب گردید، تا حلقه سوء مدیریت های عاصی و مدیران عاصی، در استان سپید تکمیل گردد.


                                                                                                                     ادامه دارد...

یکی ازنمایندگان مردم یزد در مجلس شورای اسلامی، در پاسخ به سوال نماینده دیگری که از او پرسید در جلسه شورای اداری شرکت می کنی یا نه؟ گفت: شورای اداری مال آدمهای بیکار است! و این منطقی ترین و درست ترین و صادقانه ترین و بهترین حرفی بود که می شد در شرایط امروز استان، که عاصی استاندار و شایق شهردار است، برزبان آورد.

براستی! این همه افراد مدیر و مسئولی که درساعات کار اداری، در جلسه پر هزینه و بی نتیجه شورای اداری استان شرکت می کنند و یک گوشه ای می نشیند و حرف نمی زنند و طرح و برنامه و مشاوره ای ارائه نمی دهند، در اداره و سازمان خود، کار ندارند؟!

 

وقتی ساعت کار بسیاری از ادارات و سازمانها در تهران از15/8 صبح شروع می شود و 15/3 عصر خاتمه می یابد و ساعت شروع کار بانک ها در یزد، ساعت 30/7 صبح می باشد، شروع کار ادارات دولتی یزد در ساعت 6 صبح، چه تاثیری در بهیود کار ادارات و خدمت رسانی به ارباب رجوع دارد؟!

مدتی کوتاه پس از نصب سرعت گیرهای پلاستیکی در بعضی ازخیابانها و بلوارهای شهر، شهرداری یزد، که سابقه خوبی در چندباره کاری و خراب کردن و ساختن و انجام کارهای کارشناسی نشده دارد، بدون هیچ توضیحی، نسبت به جمع آوری سرعت گیرها اقدام نموده است، که این مسئله، حاکی از توجه دقیق شورای شهر و شهردار اصولگرای یزد، نسبت به بودجه و بیت المال و حق و حقوق مردم می باشد.

مدتهاست که بعضی از جراحان و پزشکان معروف و غیر مشهور پول پرست خدا نشناس، با گرفتن پول زوری که در اذهان عمومی به لفظ زیر میزی مرسوم شده است، ایرانی نبودن و جدایی خود را از اصول انسانیت و خدمت و وجدان اعلام کرده، و بدون توجه به افکار عمومی و نگاه مردم دردمند محروم، عمل و حرفه خود را با رشوه گیران و دلالان و زمین خورانی که یکشبه به ثروت های افسانه ای دست پیدا می کنند، مقایسه کرده، و بدینگونه خود را با توجیه و سفسطه، از گناه و جرم ارتکابی تبرئه می سازند...


                                                                                                                     ادامه دارد...

در مراسم سالروز شهادت دکتر سید رضا پاکنژاد که هرساله در هفتم تیر ماه برگزار می شود، برای اینکه خواب بسیاری ازپزشکان آشفته نشود، از شهید دکتر سید رضا پاکنژاد، با عناوین نماینده مردم و مدرس تربیت معلم و نویسنده باید نام برد، و بعنوان پزشک، نباید یاد کرد.

طی سالهای گذشته، آمار مراکز درمانی و بیمارستان و پزشک در یزد، رشد و  افزایش زیادی داشته، و قابل مقایسه با زمانی که شهید دکتر پاکنژاد در یزد، با ویزیت بیست ریالی طبابت می کرد نیست، اما چرا در همه این سالها، و با این رشد آماری و گسترش دانشکده های پزشکی و افزایش دانشجویان پزشکی، دکتری دیگر نتوانسته است بر جای شهید دکتر سید رضا پاکنژاد بنشیند، و جای خالی او را پر کند و راه او را ادامه دهد؟! سوالیست که کسی، در پی یافتن جواب آن، در این آشفته بازار سیاست  نمی باشد.


بنام حق

صفحه نخست
ارتباط با من
نوشته هاي خاک خورده

آرشيو وبلاگ
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385

پیونــــــــدها

شب نیوز
شوق دات کام
فـــرياد در شب
ایران من
شب های دیوونگی(امیر تنها)
کندیمیز
برگزیده های یک روزنامه نگار(تبریز)
اخبار روزگیلان
احمدی نژاد
قالیباف
انجمن قلم دهدشت
مردم یار
جامعه شناسی
لغت نامه دهخدا
اعتیاد
دنیای ما
داور
حادثه آن لاین
پلیس
عبرت نیوز
شهروند امروز
سی نما
یزد فردا
ایرنا- یزد
ایسنا- یزد
برنا نیوز
بنیاد باران
آموزش انگليسي راهنمايي
سراج
اخبار اشكذر
شهاب نيوز
تابناك
بلاگفا
پیوندهای شب نیوز
پستو- يزد بدون آ؟

پیوندهای روزانه
بازار در مقابله با احمدی نژاد و عدالت!
و علی هنوز هم تنهاست!
نامه ای برای امشب!
ایران من، تو بمان. عشق هرگز نمی میرد!

آرشیو پیوندهای روزانه

  RSS  

سایت خبری شب نیوز