پنجشنبه 30 آذر1385
کشف دلیل هزینه میلیونی برای راهیابی به شورای شهر یزد
در رابطه با سوابق فعالیت های اقتصادی! یکی ازراه یافتگان به شورای شهر یزد، ازطریق کاربران اطلاعات قابل توجه و بسیار مهمی ارسال شده، که مستند و با مدرک، بزودی به افکار عمومی ارائه خواهد شد!
پنجشنبه 30 آذر1385
خبری مهم از یزد نگار
درگیری
این روزها شوق الشعرا با مدیرمسوول بشارت نو درگیری زیادی پبدا کرده است؟ قابل توجه همه؟
جواد آریایی منش پنجشنبه ۳۰ آذر
و اما!
تبصره اول: البته ما هیچوقت و هیچگاه با هیچکس درگیر نمی شویم، و همیشه این دیگران هستند که با ما درگیر می شوند.
تبصره دوم: در ارسال خبر دقت داشته باشید.
تبصره سوم: در محدوده قلم و مطبوعات ، ما با هیچکس عهد اخوت نبسته ایم، حال چه خاتم یزد باشد، چه یزد امروز، و چه بشارت نو!
تبصره چهارم: بحث ما با بشارت نو، فقط بخاطر عنوان روزنامه نگار متعهدی بود که به فردی داده بودند، و وقتی خوب به اطراف نگاه کرده و کنکاش نمودیم، دیدیم که آن فرد نیز، با بسیاری از دیگرانی که در یزد، ادعای خبرنگاری و روزنامه نگاری می کنند، تفاوت چندانی ندارد!
تبصره پنجم: در نشستی که با حضور آقای فاضلی و حاج حسین صداقت و حاج منصور خان مظفری بعد از «پروتن گردی دوباره» در دفتر آفتاب یزد انجام شد، و شرح آن در جای دیگری خواهد آمد، بحث شروع شده را فراموش کردیم، و گفتیم بله دیگ! بله چغندر!
سه شنبه 28 آذر1385
در آموزش و پرورش یزد چه خبراست؟
پیامی ازکاربران شب نیوز
به بهانه معرفی رئیس جدید سازمان دانش آموزی یزد
با سلام! برادرگرامی آقای زابلی، بسیارمتاسفم، شما برخلاف اینکه حزب اللهی هستید، ولی درسازمان تحت امرتان اگرچه خیلی ازچهره ها باید می رفتند مثل همین آقای محمد كاظم دهقاني(!) ولی آیا درسازمان به این بزرگی(!) با17000 نیرو (!) فقط این آقای مروتی بود که شما شناختید(؟!) وآیا دربین نیروهای ارزشی، هیچ کس پیدا نشد(؟!)
آقای زابلی اکثر انتصابات شما بردو نوع است 1- افراد خنثی وبی تحرک 2- انسانهای دورو (!)
آقای زابلی (!) چه کسانی به شما مشاوره می دهند(؟!) چرا نیروهای ارزشی واقعی وهمفکران رئیس جمهور مکتبی درآموزش وپرورش حتی بیشتراززمان آقای شهسواری درغربت هستند(؟!) وتا به حال فکرکرده اید، چرا ارزشی ها، راه مدرسه رفتن را درپیش گرفته اند (؟!) وآیا فکر نمی کنید درپیشگاه حضرت ولی عصر (عج) مسئول هستید(؟!) و جالب است کسی که وارد سازمان آموزش وپرورش (شود) فکر می کند که رئیس جهمور هاشمی است و اکثر دوایرشما را چپی ها و خنثی ها مدیریت می کنند(!) (یک ارزشی.)
(ای کاش کسانی که مدعی ارزشی بودن هستند، نام و آدرس خود را بدون واهمه اعلام می کردند، تا خدای ناکرده، ارزشی بودن نیزمورد سوء استفاده بعضی ازضد ارزشی ها قرار نگیرد! براستی انتقاد و اعلام حقیقت چه واهمه ای میتواند داشته باشد؟! )
دوشنبه 27 آذر1385
شب یلدا، انار یزد، قسمت رئیس جمهور نشد!
آخر پائیز، رئیس جمهور، به کرمانشاه می رود
تا شایق شهردار است و عاصی استاندار، احمدی نژاد به یزد خواهد آمد؟!
بنا به گزارش خبرگزاری ها، رئیس جمهور، فردا در بیست و سومین سفر استانی، با هیئت دولت، به کرمانشاه سفر می کند، و بنا به گزارش فارس، رئیس جمهور در سفر سه روزه خود، علاوه بر دیدار با مردم و قشرهای مختلف، از طرح های مختلف صنعتی و تولیدی استان بازدید، و تعدادی از آنان را افتتاح خواهد کرد، و هیئت دولت در کرمانشاه، با تصویب دهها مصوبه کلیدی، بخش هایی ازمشکلات دیرینه این استان را مرتفع کرده، و به خواسته های به حق مردم محروم کرمانشاه، جامعه عمل خواهد پوشید، بنا به همین گزارش، بدلیل سفر رئیس جمهور به کرمانشاه، گروههایی برای جمع آوری نامه های مردم به رئیس جمهور و پیگیری آن تشکیل شده است.
دوشنبه 27 آذر1385
شکایت و اعتراض به هیئت نظارت، یعنی کشک!!؟
قبل ازهیئت نظارت، عاصی بر انتخابات شورای شهر یزد، مهر تائید زد!
قبل از پایان یافتن مهلت اعتراض کاندیداهای شورای شهر به هیئت نظارت و بررسی شکایات! و تائید رسمی انتخابات ازجانب هیئت نظارت، ابوالقاسم عاصی، استاندار یزد، بدون توجه به مراحل باقیمانده، در یک اقدام شتابزده و معنی دار! انتخابات شورای شهر یزد را تائید کرد! و برای منتخبین! پیام تبریک صادر فرستاد!!
شنبه 25 آذر1385
دروغ چرا؟! تا قبر آ..آ..آ..
مقدمه ای بر «نظر کاربران! شوقی دیگر در راه هست!»
در دنیای قلم! فقط با صداقت و حقیقت، پیمان بسته ایم!
کاربری بدون معرفی خود عملکرد هفته نامه بشارت نو را بزیر سوال برده و با فرستادن مطلب و نقد منطقی خود، و با مقایسه خاتم یزد و بشارت نو، ازما خواسته بود که بخاطر رسالت قلم! آن مطلب را در سایت درج کنیم، و تصمیم گیری و تحقیق در رابطه با آنچه که این «همشهری» عنوان کرده بود نزدیک به بیست و سه ساعت طول کشید، و جواد آذر نگار مدیر مسئول «بشارت نو» نیزبجای هرگونه جواب و توجیه و استدلالی، متن نظر کاربر را که در سایت یزد فردا کار شده بود را بپیوست مطلبی ازخود ما (یزد! زندان تنگ نظریست) ارسال کرد، و اما یزد زندان تنگ نظری هست، درست! اما این دلیل نمی شود که ما خلاف کرده و یا دروغ بگوییم و بخواهیم عملکردهای اشتباه خود را با نظرات و توجیهات دیگران توجیه کنیم.
ادامه مطلب
شنبه 25 آذر1385
نظر کاربران! شوقی دیگر در راه هست!
صلاح کار کجا و من خراب کجا؟!
... و شوق هم در زمان انتخابات مصلحت گرا (!) می شود و بهمین دلیل ساده از تخلف عیان روزی نامه بشارت نو(!) مطلبی نمی نویسد و چشمهایش را می بندد. اگر خاتم یزد، این تخلف (!) را انجام داده بود. شوق با حقیقت نژاد چه می کرد؟(!) پس ما بجای شوق می بینیم(!) و می شنویم (!) تا دوباره شوق، شوق(!) شود!
آقای شوق اگر با جواد آذر نگار بده بستان(!) ندارید. این مطلب را بخاطر رسالت قلم در سایت کار کنید(!)
هیئت نظارت بر انتخابات می بیند؟!
دوپینگ تبلیغاتی «روزی نامه بشارت نو» در وقت اضافه بازی
وقتی رسالت قلم با پول عوض می شود، دلال بازار هم می شود روزنامه نگار!
ادامه مطلب
جمعه 24 آذر1385
حقیقتی تلخ
دو روز «مشغول» و «سرگرم» شدن به چاپ و توزیع هزار و یکصد برگ تبلیغاتی سیاه و سفید ریسوگرافی در شهر، باعث شد تا دو روز و دو شب، سایت و وبلاگ داری و نوشتن و نقد و بی خوابی های شبانه و شب نوشتن ها تعطیل شود، و در اینجا بود که فهمیدیم و پی بردیم که کار اجرائی، و مسائل حاشیه ای آن، چه بلایی بر سر منتقدین و مدیران و مسئولان می آورد، شاید در اینجا مجبور به عذرخواهی ازبسیاری باشیم، که درگیر کار اجرائی شدن، آنها را ازمسائل جنبی و گاه اصلی باز داشته، و عملکردهای آنان، سوژه هایی برای «نقد کردن» ما شده است!...
ادامه مطلب
پنجشنبه 23 آذر1385
دلم ازشهر هزار رنگ گرفته!
نقش ها و آدمها!
دیوارهای نازیبای شهرمن، پر شده از تصاویر «رتوش» شده آدمها! دیگرجایی خالی، برای نصب یک آگهی کوچک « قانون را رعایت کنید!» و « دیوارهای شهر را کثیف نکنید» نمانده، درختان، سنگ جدول ها، تندیسهای داخل میادین، تیرهای چراغ برق، و حتی آسفالت خیابان و سنگفرش های پیاده روها نیزپوشیده از اوراق «الوان» تبلیغاتی نامزدهای انتخابات شورای شهر می باشد...
ادامه مطلب
پنجشنبه 23 آذر1385
تشکر از روابط عمومی آموزش و پرورش یزد!
خوشبختانه با پیگیری روابط عمومی آموزش و پرورش یزد، مدرسه مورد اشاره در نامه «مدرسه ای که کلاسهایش با «آتراهای» زنگ زده نفتی، دود آلود می شود» دارای بخاری شد، و اینک شاگردان آن مدرسه در کلاس های گرم درس می خوانند، و ای کاش که روابط عمومی شهرداری هم، پیگیر آسفالت کوچه خاکی آن مدرسه می شد!
دوشنبه 20 آذر1385
آقای زابلی! ازعدالت چه خبر؟
مدرسه ای که کلاسهایش با «آتراهای» زنگ زده نفتی، دود آلود می شود
در هنگامه بلبشوی تبلیغات پر هزینه انتخاباتی کاندیداهای انتخابات شورای شهر و در آستانه سفر رئیس جمهور به یزد، آیا مسئولین آموزش و پروش و دیگر مسئولان و مدیران فرهنگی و سیاسی و اجتماعی شهر و استان، خبر دارند، که در مرکزاستانی که پل هوایی دارد، و در اکرمیه یزد، مدرسه راهنمایی نوساز و کم امکاناتی وجود دارد، که کوچه آن خاکی و گل آلود است، و در این سرمای آخر پائیز، کلاسهای سرد آن، با بخاریهای «آترا» زنگ زده نفتی اندکی گرم می شود!؟ بخاریهایی که بیشتر ازگرما، دود تولید می کنند، و البته کودکان قشر محرومی که بدلیل فقر و ناداری پدرانشان محکوم به تحصیل در این مدارس می باشند، و لباسهای گرم کافی به تن ندارند، سالهاست که به لرزیدن ازسرما عادت دارند، لرزیدنی که هیچگاه، باعث لرزیدن مسئولین نمی شود، چرا که مسئولین بسیاری، حتی ازوجود چنین مدرسه ای در شهر اصلا خبر ندارند! براستی ! آقای عاصی! آقای زابلی! نام و محل مدرسه مورد اشاره را می دانید؟!
دوشنبه 20 آذر1385
قابل توجه فرمانداری و شهرداری و ارشاد و مردم!
ماده های قانونی فراموش شده تبلیغات انتخاباتی !
بلبشوی پر هزینه تبلیغاتی انتخابات شورای شهر!
اسراف تبلیغاتی کاسبکارانی که «شورا» را با «بازار» اشتباه گرفته اند!
عده ای ازکسانی که ادعای قانونمداری و خدمت به مردم را در شورای شهر دارند، با هزینه گزاف و سرسام آوری، تبلیغات گسترده ای را بر خلاف قانون، در سطح شهر انجام داده و می دهند، و اما با نقش بستن پارچه نوشته ها و پوسترهای مختلف چند رنگ بر در و دیوار شهر، این سوال برای مردمی که دعوت به رای دادن شده اند پیش می آید، که این همه «پول» از جانب کاندیداها، چرا و ازکجا و بخاطرسیدن به چه هزینه می شود؟!...
ادامه مطلب
یکشنبه 19 آذر1385
رویای نیمه شب پائیز
آماده پذیرفتن نیش ها و ضربه ها هستیم!
ازاینکه بدلیل شرایط و وضعیت موجود، مجبور شدیم تا همراه همیشگی خود را به عرصه انتخابات راهنمایی کنیم، بسیار متاسفیم!
در زندان تنگ نظری، باید منتظر موج تخریب ها و تهمت ها باشیم، و بهرحال چه او به شورا یابد چه نیابد، مخالفان و منتقدان ما بهانه خوبی برای حمله به ما پیدا کرده اند، اما ما که نه سرمایه دار و بازاری و پولدار هستیم که پوسترهای چهار رنگ و شش رنگ و هشت رنگ طراحی و چاپ نموده، و پارچه نوشته ها و تراکت های تبلیغاتی را به در و دیوار شهر نصب کرده و ستاد انتخاباتی ایجاد کنیم، فقط برای ابراز شهامت و اینکه اینچنین باید بود، با یک قلم نیم شکسته و چند صد برگ کوچک ریسوگرافی وارد عرصه رقابت سنگین و سخت انتخابات شوراها شده ایم، تا شاید شورای شهر سوم، رنگ دیگری به خود بگیرد...
ادامه مطلب
جمعه 17 آذر1385
تشنه انتقام، در بند قانون گرفتار شد!
دوران «خفتگیری» و «عربده کشی» و «زورگیری» کی به پایان می رسد؟!
هفت عضو باند «گبرها» در شهر ری دستگیر شدند!
خالکوبی عبارت « تشنه انتقام» بر پیشانی متهم اصلی بیانگر چیست؟!
ادامه مطلب
پنجشنبه 16 آذر1385
استاد چیتی، در خاتم یزد، لوطی خور شد!
تبلیغ لوطی گری! و آموزش زنجیر زنی! در خاتم یزد
لوطی بازی «انتخاباتی!» سردبیر و مدیر مسئول خاتم یزد در «عصر اصلاحات!»
شعار روشنفکری و لوطی پروری!
معرفی «حسن شیر» و «اکبر هر دم خیال» و «آقا سبیل» در گزارش خاتم
معنی لوطی در فرهنگ فارسی دکتر معین :
1- غلام باره، لواطه کار: «در بلخ ایمن اند زهر شری - می خوار و دزد و لوطی و زن باره» 2- هرزه کار، فاسد. 3- کسی که از نیروی بدنی و روحی برخوردار است و در عین غداره بندی و چاقو کشی بحمایت مظلومان برخیزد و بقدر وسع خود سخاوت پیشه کند
لوطی بازی: کار و عمل لوطی . عمل سبکسرانه.
لوطی خور: چیزی که مورد سوء استفاده کسی یا جمعی شود.
لوطی خورشدن: بتاراج لوطیان رفتن – مفت ازدست رفتن
لوطی خور کردن: بتاراج بردن
لوطی های یزد نمرده اند
ادامه مطلب
چهارشنبه 15 آذر1385
توفان برای انتخابات شورا، لیستی ندارد!
حفظ استقلال و بیطرفی شوق توفانی، مهمتر از لیست توفانی شوق است
در انتخاب بین سیاست و فرهنگ ، فرهنگ را انتخاب می کنیم!
کاربری در شب نیوز! بدرستی نظر و پیام داده بود، که لیست «توفان» با لیست احزاب و گروهها چه تفاوتی دارد؟ و لیست، لیست است، و حربه و ابزار کار گروهها و جریانات سیاسی می باشد، حال چه لیست منتخب توفان باشد، و چه هر گروه دیگری، چرا که افراد داخل لیست، می آیند تا از تفکری حمایت کرده و در مسیر عمل و حرکت، منافع و اهداف آن تفکر را در نظر گیرند، و وقتی به جوانب این مسئله خوب تفکر و نگاه کردیم، متوجه عمق منظور آن کاربر شدیم، امروز در لیستی نیست که از کلمه «مردم» و «خدمت» به نوعی استفاده «ابزاری» نشده باشد، و لیست توفان نیز نمی توانست که برای شعارهایش، از این دو کلمه استفاده نکند، پس مجبوریم تا در رابطه با این قضیه و انتقادی که بدرستی ما را نشانه رفته و حرکت «اجتماعی» ما را «سیاسی» قلمداد کرده است، لختی درنگ کرده، و یا توجیهی منطقی و عقلانی و غیر سیاسی، برای حرکت «احساسی» خود، جواب قانع کننده ای پیدا کرده، و یا اینکه، لیست و فهرستی را انتخاب و اعلام نکرده، و همچنان، بی طرفی رسانه را حفظ کنیم، و در نهایت اینکه! حفظ بی طرفی و استقلال قلم و رسانه، برای ما بمراتب بیشتر از لیست انتخاباتی! مهم و ارزشمند است، چرا که بدون لیست، می شود تبلیغ کرد، و اما بدون استقلال و بی طرفی، نمی توان رسانه ای موفق داشت!
سه شنبه 14 آذر1385
می گویند و می نویسند و اما!
بعضی می گویند:
بعد ازشایق و عاصی، احمدی نژاد هم یزدی ها را سرکار گذاشت!
بعضی می نویسند:
بدلیل مسائل جوی و سرما و بارندگی، احمدی نژاد به یزد نیامد!
و بعضی می گویند و می نویسند:
با توجه به مسئله مدیریت استان، احمدی نژاد، دلیلی برای آمدن به یزد نداشت!
ادامه مطلب
سه شنبه 14 آذر1385
برف و سرما و چای و دیگ مطبوعاتی
از «وبگردی» با توفان! تا «شهرگردی» با پروتون مظفری!
دیروز در هوای سرد و برفی یزد، عیادت «ارکان» مدیر مسئول «تصادف کرده» پیمان یزد، بهانه ای شد تا «منصور خان مظفری» مدیر مسئول آفتاب یزد، با «پروتونی» که بشوخی می گوییم «پرتون کروبی!» دنبال ما آمده، و ما را از پشت رایانه «دود سیگار گرفته» بلند کرده! و همراه با «محمد فاضلی» مدیر مسئول یزد امروز، با خود به دفتر روزنامه «همشهری» برد، جایی که بعد از لحظاتی «حاج حسین صداقت» مدیر مسئول جام یزد نیز به جمع ما پیوست، و در مراسم «چایی خوران» مطبوعاتی!...
ادامه مطلب
یکشنبه 12 آذر1385
در خبرها نیامده بود (3)
نه هنوز مهر و انسانیت، در این دیار نمرده!
و می دانستیم که در دیار صدوقی و خاتمی، هزینه درمان مادر دردمندی که با ضربات کارد شوهرش، مجروح و هشت روز در بیمارستان بستری شده بود، از جانب انسانهای دلسوز و مهربانی که هنوز در این دیار کم نیستند، تامین خواهد شد، و متاسف هستیم که نمی توانیم با بردن نام، از این وجدانهای بیدار تشکر کنیم، ولی مطمئن هستیم و شک نداریم، که او که باید ببیند و بفهمد، دیده است و فهمیده است.
از تمامی دست اندرکاران بیمارستانی که بدون چشمداشت مادی، برای نجات این مادر زجردیده از مرگ تلاش کرده، و هزینه درمان را دریافت نکردند، بی نهایت تشکر می کنیم
خبرهای مرتبط
یکشنبه 12 آذر1385
وقتی وجدان و معرفت و انسانیت در هوای برفی یخ می زند!
لزوم توجه و دقت بیشتر، در انتخاب رانندگان سرویس مدارس
راننده مینی بوس سرویس دانش آموزان مدرسه ابتدائی یکی از مجتمع های غیرانتفاعی، که در این هوای سرد و بارانی، با خود خواهی و تنبلی، و بدون «احساس مسئولیت» به خود اجازه نمی دهد تا با صرف چند دقیقه وقت، وارد کوچه آسفالت شود، و دو دانش آموز دختر کلاس دوم دبستانی را در فاصله چند صدمتری خانه و در این هوای سرد برفی، سر کوچه به امان خدا رها می کند، بر مبنای چه گزینش و اصولی، انتخاب و به کار گمارده شده است؟!
یکشنبه 12 آذر1385
وقتی برف سوژه می شود!
برف، بر برف خواهان و پاکان، مبارک باد!
شاید به اندازه کشاورزان، و حتی بیشتر از کشاورزان، بارش و باریدن برف، باعث شادی و خوشحالی کودکان شود، بین سپیدی برف و سپیدی روح پاک و صادق کودکان، باید که رابطه ای وجود داشته باشد؛ و اما! کشاورزان، برف را بخاطر زمین دوست دارند، و کودکان، برف را بخاطر سپیدی!
کودکان کویر! زیر دانه های برف، بدون توجه به سوز سرما، می خندند! می خندند! می خندند! و آسمان، بخاطر تداوم شادی کودکان، می گرید و می بارد.
و اما در همین نزدیکی، در روز جهانی معلولین، کودکی از پشت پنجره به رقص پرشور برف ها نگاه می کند، و کودک گرسنه دیگری، با خود می گوید، چرا ازآسمان، نان و شکلات نمی بارد؟! و کودک دیگری که نگران مادر بیمارش هست، به خدا می گوید، پس چرا در این برف، مادر! با برف به خانه باز نمی گردد.
خوب به دانه های سپید و پاک برف نگاه کنیم، و بیندیشیم، که با این سپیدی و پاکی، چه می کنیم!
یکشنبه 12 آذر1385
چرا پل شهید باهنر دوباره افتتاح نشد؟!
دفاعیه ای برای شان صدوقی و مردم و مدیران استان!
با سلام! مثلي كه حضرات فراموش كرده اند جناب آقاي صدوقي، زماني پل ارتياطي بين دو قوه مجريه و مقننه كشور بودند (معاون پارلماني رئيس جمهور) اگر اقدامات و خدمات ايشان را با ساير ائمه محترم جمعه هم مقايسه كنيم ايشان چيزي كم ندارند، پس بجا بود كه در دعوت نامه (افتتاح پل هوایی باهنر) اسم ايشان ابتدا و در صورت نيامدن معاون وزير كشور برنامه افتتاح پل اجرا مي شد زيرا اگرقبلا با وزارت خانه هماهنگ نشده بود، چرا اعلام و اگرشده، چرا اجرا نگردید؟ يعني شان امام جمعه وساير مديران و حتي جمع شهروندان كمتر از معاون وزير است؟! با تشكر (ارب )
نظرات کاربران، به شوق دات کام، در توفان یزد
یکشنبه 12 آذر1385
قابل توجه عظیمی نیا فرماندار یزد
معامله میلیاردی! بدون مزایده ممکن است؟
شهرداری یزد با چه شرایطی و طبق چه اصولی و با رعایت کدام آئینامه مالی و براساس کدام مجوز قانونی، و به چه قیمتی و چرا، زمین شش میلیارد تومانی چهارراه پژوهش صفائیه را با بهترین موقعیت مکانی به سازمان همیاری شهرداری ها یزد واگذار کرده است؟
یکشنبه 12 آذر1385
آقای فرماندار! در شهرداری یزد چه خبر است؟!
میلیونها طلب شهرداری چگونه و کی وصول خواهد شد؟
بدهی هنگفت و انباشته موسسه تبلیغاتی مجری بیلبوردهای تبلیغاتی شهرداری یزد در سطح شهر چرا و به چه دلیل «انباشته» و وصول نشده است؟
آیا در تنظیم قرارداد، ضمانت های اجرایی کافی و وثیقه قانونی اخذ نشده است؟
آیا شهرداری مجاز به حذف و جمع اوری تابلوها در صورت عدم پرداخت اجاره ماهانه نبوده است؟
این بدهی هنگفت و کلان، چگونه کلان و هنگفت گشته و چه زمانی وصول خواهد شد؟ بعد از انتخابات شورای شهر یا قبل از انتخابات شورای شهر؟
شنبه 11 آذر1385
در خبرها نیامده بود(2)
و عدالت! یعنی عدالت!
بیائید و بجای مسئولان! به آسمان نگاه کرده...
در « دفاعیه ای برای زنان و مادران همیشه مظلوم و نجیب یزدی» از شصت ضربه چاقو خوردن مادر بارداری در پیش چشمان دو فرزند چهار و دوساله اش از شوهرش، و بستری شدن او در بیمارستان و نجات از مرگش گفتیم، و اما اینک در هنگامه ای که شوهر ضارب این زن بازداشت است، این زن در مبارزه و جدال «شرم آگین» با هزینه بیش از هفتصد هزار تومانی بیمارستان می باشد، تا با رهایی از بیمارستان، به خانه اجاره ای محقر خود بازگردد.
شوهر ضارب و عصبی و بازداشت شده این زن، قبل از دستگیر و بازداشت شدن، از محلی که کار می کرده، ماهیانه مبلغ یکصد و بیست هزار تومان حقوق دریافت می کرده، که مبلغ هفتاد هزار تومان ازین حقوق «کلان!» سهم اجاره خانه می شده است، براستی با توجه به هزینه های جاری و مشخص زندگی و مرز خط فقر، یک زن و شوهر جوان، با دو فرزند خردسال و یک نوزاد در راه، چگونه با پنجاه هزار تومان، ماه را شروع کرده و به پایان می رسانده اند؟! این خانواده در کدامین نقطه خط فقر قرار داشته اند؟...
ادامه مطلب
شنبه 11 آذر1385
سوالی از کاربران و مسئولین استان و شهرداری یزد
بهره برداری! با افتتاح! چه تفاوتی دارد؟!
شنبه 11 آذر1385
شاید وقتی دیگر!
افتتاح پل بهره برداری شده شهید باهنر، به زمان و فرصت دیگری موکول شد
با توجه به اینکه شهرداری یزد، برای رضایت خدا و مردم کار انجام داده و می دهد، بدلیل عدم حضور معاون عمرانی وزیر کشور، مراسم وعده داده و اعلام شده افتتاح پل افتتاح شده باهنر ملغی، و با فاکس و تلفن، از دعوت شدگان خواسته شد که فعلا در مراسمی که نیست شرکت نفرمایند! بهرحال هزینه چاپ دعوت نامه رنگی و ارسال آن و هزینه اعلام ملغی شدن آن، در مقابل هزینه میلیاردی پل هوایی، رقم مهم و قابل توجه ای نمی باشد، و اما بنا بر شایعاتی! انگار قرار است، پلی را که قرار بوده معاون عمرانی وزیر کشور افتتاح کند، رئیس جمهور افتتاح کند، که هیچ عقل سلیمی، این شایعه دور از ذهن و منطق را باور نخواهد کرد!
شنبه 11 آذر1385
حادثه هر لحظه در کمین است و هیچگاه، خبر نمی کند
«ارکان» از چنگال شاهین مرگ فرار کرد
با خبر شدیم که محمد مسعود ارکان، صاحب امتیاز و مدیر مسئول روزنامه پیمان یزد، که از چندی پیش « در پیش چشم دوست و دشمن» قصد گرفتن وام کلان و ایجاد بزرگترین چاپخانه را در یزد داشت! در تصادف بسیار شدیدی که چندین مجروح بجا گذاشته و باعث شکسته شدن پای فرزندش نیز گشته است، در بیهوشی مرگ را به چشم دید، و اما به خواست و لطف خداوند قادر، با مرگ، ملاقات نکرده و از این حادثه و تصادف، با «چیزی شبیه به معجزه» جان سالم بدر برده، و مرگ را «تا اطلاع ثانوی» دست بسر کرده است، و ارکان! که همچنان اعتقادات خاص مذهبی خود را دارد، و پیشرفت و رشدش را مدیون خواست خدا و «پیمان» خود با خدا و ائمه می داند، از صدقه ای می گوید، که سلامتی و جانش را بیمه کرده است، و اما ارکان که اثرات سانحه سال قبل همچنان در راه رفتنش مشهود است، با قفسه سینه ضرب دیده، پیمانش را برای «مردم یزد» دوباره فردا منتشر خواهد ساخت...
با امید به بهبودی مسافران مجروح دو اتومبیل در تصادف از بین رفته، از خدا می خواهیم، که سایه و چنگال «شاهین مرگ» را از «سر» تمامی مسافران جاده های ایران دور نگهدارد! آمین!
جمعه 10 آذر1385
شاهکار شایق را چه کسی افتتاح خواهد کرد؟
نماینده محترم ولی فقیه؟ یا استاندار معزز؟!
افتتاح پل بهره برداری شده نیمه شعبان، در روز میلاد امام هشتم!
دعوت نامه ای که بسمه تعالی و بنام خدا ندارد!
متن دعوتنامه شهردار شایق برای افتتاح پل افتتاح شده میدان شهید باهنر
ادامه مطلب
پنجشنبه 9 آذر1385
احمدی نژاد به یزد می آید؟! (2)
آقای رئیس جمهور به دیار فقر و ثروت! به پر فاصله ترین استان کشور،خوش آمدید! استاندار یزد، کی عوض شده و تغییر خواهد کرد؟! همچنانکه هاشمی و خاتمی، در دوران ریاست جمهوری، به استانهای مختلف کشور سفر کرده و با مردم دیدار و برای مردم سخنرانی کردند، احمدی نژاد هم با ادبیات و لحنی دیگر، و با سرعتی بیشتر، و تشریفات کمتر! به شهرستانها و استانهای مختلف کشور سفر می کند، و در ادامه عکس های یادگاری هاشمی و خاتمی، عده ای از طیف های مختلف و بخصوص مدیران واحدهای تجاری و صنعتی و مسئولان دولتی، با احمدی نژاد نیز عکسی به یادگار خواهند گرفت...
ادامه مطلب
چهارشنبه 8 آذر1385
آزادی را ارزان نمی فروشند!
آری!
آزادی را ارزان و بی مشقت نمی توان خرید
غریبه ای به نام آشنا که جرات از پشت نام مستعار بیرون آمدن را ندارند، به صورت غیر «حسابی» و اصولی، سوال اصولی و حسابی را طرح، و عنوان کرده بود، که شوق «علافی» که صبح تا شب وبگردی می کند، هزینه وبگردی و نویسندگی و «بلاگری» چند تا «وبلاگ» را ازکجا تامین می کند.
البته این غریبه آشنا، که متاسفانه ناجوانمردانه وارد حریم مقدس «خانواده» شده است، بجای آنکه بگوید شب تا صبح، از جمله صبح تا شب استفاده کرده، و بهمین دلیل ساده، نتوانسته بود که جواب ساده سوال را خیلی ساده پیدا کند...
ادامه مطلب
سه شنبه 7 آذر1385
شعر مشترک و جشنواره خوشنویسی رضوی!
خوشنویسان، در بند قید و جایزه!
برخلاف روند گذشته، و جشنواره های اول و دوم، خوشنویسان و خطاطان، با خوشنویسی و نگارش یک شعر مشترک از مشفق کاشانی، در سومین جشنواره بین المللی خوشنویسی رضوی شرکت کردند، که این بیانگر در قید و بند قرار گرفتن شرکت کنندگان در مسابقه جشنواره خوشنویسی رضوی می باشد.
ادامه مطلب
سه شنبه 7 آذر1385
دختر پنجساله ای که جهاز می خواهد
آقای آسایش! «جهاز» و «جهیزیه» را برای بیننده 5 ساله شبکه تابان معنی کنید
مسئولین فرهنگی استان هم، برنامه های شبکه تابان را می بینند؟!
متاسفانه بر اثر بی مبالاتی اهل خانه و کنجکاوی و شیطنت دختر کوچک پنج ساله ما، امروز بدلیل یک اشتباه ناخواسته، یکدفعه کانال تلویزیون، از یک شبکه دیگر، پرید بر روی شبکه تابان، و این پریدن بی موقع، درست مصادف شد، با قسمتی که در راستای خدمت به آگهی دهندگان عزیز ثروتمند، و خون به جیگر محرومان کردن، دختر بچه کوچک «چادر» بسری، برای تبلیغ فروشگاه قسطی – بهره ای، به فردی که دنبال پدرش می گشت گفت: که پدرم، رفته برای من از «فلان مغازه» جهیزیه بخرد!...
ادامه مطلب
دوشنبه 6 آذر1385
احمدی نژاد، به یزد می آید؟!(!)
اینکه این روزها، در بیشتر ساعات اداری، بسیاری از مدیران استان، مدام در استانداری جلسه دارند، و مدیرکل ارشاد نیز جلسه مصاحبه خود را به معاون فرهنگی ارشاد واگذار می کند، و رنگین نامه تشریفاتی شهرداری های استان، به همت دفتر فنی استانداری! از چاپ در می آید و میدان شهدای محراب، بطور نیم بند، برای رفت و آمد اتومبیلها باز شده، و ماموران «آب» با نخ و کلنگ و لوله و بیل مکانیکی افتادن به جان آسفالت جدید راستگرد میدان شهدای محراب به دانشجو، بیانگر اینست که رئیس جمهور به یزد می آید.
و اما اینکه رئیس جمهور در هوای سرد آذرماه یزد در کدام محل با مردم یزد، دیدار و گفتگو خواهد کرد هنوز مشخص نیست، هاشمی در چهارراه فرهنگیان با مردم سخن گفت و خاتمی در میدان امیرچقماق، و اما احمدی نژاد، که نمی خواهد جا پای هاشمی و خاتمی بگذارد، در کجا و کدام محل، برای مردم یزد، از عدالت و قضیه هسته ای سخن خواهد گفت؟!
یکشنبه 5 آذر1385
سوال هایی از مشاور صنعتی عاصی
رئیس اتاق سرمایه گذاری یزد کیست؟!
اتاق سرمایه گذاری یزد، دولتی است یا خصوصی؟
بافق معدنی، صنعت فولاد دارد؟
صنعت یزد در چه وضعیتی قرار دارد؟
صنعت کاشی استان، در حال توسعه است یا در آستانه ورشکستگی؟!
اتاق بازرگانی و خانه صنعت و انجمن مدیران و اتاق سرمایه گذاری و دیروز و امروز و فردای یزد!
شنبه 4 آذر1385
در خبرها نیامده بود
دفاعیه ای برای زنان و مادران همیشه مظلوم و نجیب یزدی!
در خبرها نیامده بود که جسم نیمه جان و غرق به خون زن بیست و یک ساله باردار یزدی، با جراحت و زخم شصت ضربه چاقو، توسط شوهر غیر یزدیش، که بی رحمانه او را روبروی چشمان کودکان خردسال دو و چهارساله اش، مضروب و مجروح کرده بود، به بیمارستان برده شد...
ادامه مطلب
شنبه 4 آذر1385
بله دیگ! بله چغندر
این ضرب المثل! فقط یک ضرب المثل است!
در یک جایی، مثلا در یکی از این کافی شاپ های سنتی! دو مسافر غریبه، دور از دیار، برای هم از ولایتشان تعریف و تمجید و غلو می کردند، و از آثار و حسن و خوبی های دیارشان می گفتند، بعد از کلی تعریف از دیار خود کردن، قبل از خداحافظی، مسافر غریبه اولی، به مسافر غریبه دومی گفت: در ولایت ما، چغندهایی سبز می شود و رشد می کند و به عمل می آید، به اندازه کوه، که سنگتراشان و قلمزنان و معدنچیان و کارگران، با بیل و قلم و کلنگ و بولدزر و پیکور، تکه تکه از آن را می کنند و می برند، مسافر غریبه دومی، یک پوزخندی زد و گفت: این که چیزی نیست، در ولایت ما، با مس، یک دیگ هایی درست می کنند و می سازند، که صدها مسگر و شاگرد مسگر، با پاترول و زانتیا و لندرور، از این سوی دیگ، به آن سوی دیگ می روند!
مسافر غریبه اولی که بدجوری رو دست خورده بود، پوزخندی زد و گفت: لاف نزن و غلو نکن و حرف دور از عقل و منطق نزن، آخه چاخان، در ولایت شما، این دیگ مسی به این بزرگی را برای چه می سازند؟!
و مسافر غریبه دومی، نه برداشت و گذاشت و گفت: برای پختن و لبو کردن چغندرهای ولایت شما، بله! اون چغندر! اینچنین دیگی را می خواهد!
تبصره 1 : این ضرب المثل ربطی به خانه مطبوعات؛ و خبرنگاران و مطبوعات یزد ندارد!
تبصره 2 : این داستان ربطی به خانه و انجمن نمایش یزد؛ و تئاتر و نمایش یزد ندارد!
تبصره 3 : این حکایت ربطی به ورزش یزد؛ و موسسه توسعه ورزش یزد ندارد!
تبصره 4 : این قصه ربطی به جداره میدان امیرچقماق و پایگاه پژوهشی میراث فرهنگی یزد ندارد!
تبصره 5 : این مطلب ربطی به بیلبوردهای تبلیغاتی و پل هوایی میدان باهنر و شهرداری یزد ندارد!
تبصره 6 : بیله دیگ! بیله چغندر هیچ ربطی به هیچ اداره و سازمان و مدیر و رئیسی در یزد، و بخصوص کانون پرورش فکری کودکان و سازمان صنایع و آموزش و پرورش یزد ندارد!
تبصره 7 : این پست اصلا ربطی به یزد و ایران ندارد!
تبصره 8 : بیله دیگ ! بیله چغندر فقط یک ضرب المثل ترکی است!
تبصره 9 : این ضرب المثل در کتاب کوچه شاملو نیز نقل شده است!
نتیجه : بیله دیگ! بیله چغندر! یعنی شوق و توفان! همین!
پنجشنبه 2 آذر1385
پادویی و دلالی در بنگاه بهتر است، یا تحصیل در دانشگاه آزاد!
و البته واضح و مبرهن است که عسل شیرینتر از سرکه است، و زانتیاد بمراتب بهتر از گاری هست، و هلو خوشمزه تر از لبو است، و قناری خوش نواتر از کلاغ می باشد، و میلیارد بیشتر از میلیون صفر دارد، و آزادی قابل قیاس با اسیری نیست، و اما دلال و بنگاهدار بیسواد، که زیر چک های میلیاردی انگشت می زند و دهها کارمند لیسانسیه و فوق لیسانس را استخدام می کند، اگر بجای پادویی در بنگاه، جهت گرفتن لیسانس و مدرک دکتری به دانشگاه آزاد رفته بود، و ارثیه خانوادگی و سرمایه خانواده را خرج تحصیل کرده بود، امروز شاگرد و پادو و چک و قولنامه نویس کدام بنگاه بود؟!
پنجشنبه 2 آذر1385
سیکل پولدار و شاغل بهتر است، یا لیسانس بی پول و بیکار؟
به گزارش آفتاب: اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس تشخیص مصلحت نظام و رئیس هیئت امنای دانشگاه آزاد اسلامی، در جمع مسئولان دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد، با اشاره به برخی انتقادات مطرح شده گفت: برخی می گویند نتیجه کار دانشگاه آزاد این بود که دیپلم بیکار به لیسانس بیکار مبدل شده است، البته لیسانس بیکار بهتر از دیپلم بیکار است و دکتر بیکار، بهتر از آن دو است! چون فردی که تحصیل می کند، دارایشخصیتیمی شود که زاینده و سازنده است!
چهارشنبه 1 آذر1385
جداره سازی تیرآهنی بر دل میرچقماق یزد، طرح ملی و باستانی است؟!
طرح ملی، فکر و اندیشه و توان و خلاقیت ملی می خواهد!
طراح پروژه ساماندهی میدان امیرچقماق
طرح ساماندهی میدان امیرچقماق، طرحی ملی است که عزمی ملی را می طلبد!
خادم زاده، رئیس اسبق سازمان میراث فرهنگی یزد، که پس از رفتن از سازمان میراث فرهنگی، مدیریت پایگاه بافت تاریخی یزد را بعهده گرفت، و از پایگاه بافت تاریخی! بدون فراخوان! طراح و ناظر پروژه ساماندهی میدان امیرچقماق شد، در گفتگو با خبرنگار بخش میراث فرهنگی ایسنا منطقه یزد گفت: اين طرح ساماندهي بهمدت هفت سال مرحله به مرحله شامل 45 طرح ارايه شده است كه از اين تعداد فقط 10 تا 15 طرح آن به مرحله اجرايي رسيدهاند...
ادامه مطلب
