سه شنبه 22 اسفند1385
طنز تلخ!
وقتی که خواب رفتیم...
رئیس جمهور آمد
راه باز شدن رگ های بسته، و بازسازی بافت های فرسوده قلب، و تداوم تپش و تپیدن ها، ازسکون و خواب و سکوت و بی تفاوتی می گذرد، و این یعنی، سفر از«فراز مرگ» به «فرود زندگی»!
بزرگترین عامل و نیرویی که «سی» شب و روز سکون و خواب و سکوت و بی تفاوتی را قابل تحمل می سازد، امید به پایان فصل کوتاه و زود گذر سکوت و خواب است.
به یاری خدا، این سخت ترین لحظات نیز با «خواب» در «خواب» می گذرد.
نمایشگاه بزرگ کتاب شروع و تمام گشت و جشنواره ایثار افتتاح شد و ما در خواب ماندیم، و رئیس جمهور می آید ، وقتی که ما خواب هستیم...
به امید بیداری می خوابیم؛ آری! می خوابیم به امید بیداری
سه شنبه 22 اسفند1385
کلاه معاون برنامه ریزی عاصی!
مدتهاست که برخلاف عرف و قاعده، معاون برنامه ریزی عاصی، برای پوشاندن و پنهان کردن «سر» خود، در مجالس و محافل مختلف و حتی افتتاحیه ها از «کلاه» استفاده می کند، و اما نمی دانیم که آیا در حضور رئیس جمهور نیز، این کلاه بر سر ایشان خواهد بود، و یا اینکه به احترام رئیس جمهور، کلاه را ازسر مبارک برخواهند داشت!
سه شنبه 22 اسفند1385
داشتن پدری با قلب سالم
حق مسلم «هستی» است!
از تابستان چهل! تا زمستان هشتاد! چهل سال فاصله بین «پدر» با « دختر» است، و اینک «هستی» در پنجمین بهار عمر، حق مسلم خود را با خنده های کودکی، در گوش پدر «در بستر خوابیده» فریاد می زند.
فریاد زدن! بازی کردن! خندیدن! قصه شنیدن! و در کوچه و خیابان و پارک با پدر دویدن، حق مسلم «هستی» است!
هستی کوچولویی که گاه بر اساس آموخته های خود در مهد کودک و تلویزیون، شعار می دهد: انرژی هسته ای، حق مسلم ماست! اینک مسلم ترین و قانونی ترین حق خود را نه ازدولت و حاکمیت، که از پدر درخواست می کند!
یکشنبه 13 اسفند1385
قلب پدر آرام آرام می تپد!
با عرض معذرت از همه دوستان ، قصد نداشتم که در جای پدر بنشینم و کاری را انجام دهم که او بعد ازسالها مظالعه ، خواندن و آموختن از روزگار انجام می داد، اما امروز وقتی توفان پدر را دیدم، دلم خیلی گرفت، آخه دیگه نه از توفان خبری بود ونه از باد و نه حتی از نسیم! به خودم گفتم خوب شد که پدر نمی تواند حال و روز توفانش را ببیند وگرنه چه حالی به او دست می داد، خوب سرانجام هر توفانی پایان است و باید تا آمدن توفان بعد صبر کرد این قانون طبیعت است و کاری هم نمی شود کرد و امیدوارم توفان بعدی توفانی آرام تر باشد.
ادامه مطلب
چهارشنبه 9 اسفند1385
عبور ازبرزخ در آستانه بهـار
واینست دستور و حکم قاطعانه پزشک معالج
یک ماه آرامش و سکون در سکوت، بدون اعتراض!
سیگار ممنوع!
رایانه ممنوع!
پیاده روی ممنوع!
نوشتن ممنوع!
فکرکردن ممنوع!
استرس ممنوع!
گفتن ممنوع!
شنیدن ممنوع!
با همه عجز و ناتوانی خداوند را بسیار شکر می کنیم و از دکتر مرتاض و کادر بخش ccu بیمارستان مرتاض و تمامی آنانی که با دیدار و پیام ما را شرمنده مهر و محبت خویش نمودند سپاسگزاریم
دوشنبه 7 اسفند1385
پدر، سیگار، سکته ،ccu

پدرم که همیشه دنبال سوژه بود عاقبت خود سوژه ای برای دوربین من شد تا برای یکبار هم که شده سوژه ناب، خود او باشد .او که مدت ها با درد سینه و قلب مبارزه می کرد عاقبت در این جنگ نابرابر تسلیم قلب فرسوده خود شد تا در بخش ccu بیمارستان مرتاض بستری شود (التماس دعا)
احسان شوق الشعراء
دوشنبه 7 اسفند1385
رئیس اداره کل بازرسی استان، افشاء می کند!
آقای رئیس خسته نباشید! ببخشید! کی ازیزد می روید؟!
علی اکبر میرزایی پور، رئیس اداره کل بازرسی استان یزد، که سابقه 23 سال قضاوت در دادگستری و مدیرکلی سازمان بازرسی قم و کرمان را در پرونده کاری خود دارد، در نشست مطبوعاتی خود با بعضی خبرنگاران، از بررسی 14 پرونده بزرگ زمین خواری در نهادهای دولتی یزد و بازگشت 17 میلیارد تومان حقوق مردم به بیت المال خبر می دهد و اما از محاکمه و مجازات و دستگیری مدیران خلافکار و دشمن عدالت، سخنی به میان نمی آورد...
ادامه مطلب
یکشنبه 6 اسفند1385
یک سوال کوچک و بدون شرح!
قضیه پرونده گلاب، مداح عضو سابق شورای شهر یزد، به کجا ختم شد؟!
شنبه 5 اسفند1385
شهرام جزایری نایاب نیست، کمیاب است!
بسیاری از فرار یک «شهرام جزایری» ، همچون محاکمه یک «شهرام جزایری» تعجب کرده اند و بسیاری، برای دستگیری یک «شهرام جزایری» فراری تلاش می کنند و دربدر بدنبال یک «شهرام جزایری» می گردند، و اما در همین شهر کوچک نیزمی شود بدون جستجو، براحتی چند فقره «شهرام جزایری» پیدا کرد، که بدون واهمه راست راست می گردند و میلیون بر میلیون و میلیارد بر میلیارد می گذارند، براستی! گناه و جرم و خلاف «شهرام جزایری» چه بوده است؟! و مشابه «جزایری» در این دیار هست یا نیست؟!
شنبه 5 اسفند1385
وام میلیاردی گرفتگان از تعاون، چه کسانی بوده اند؟!
به گزارش ایسنا منطقه یزد، محمد حسن محمد پناه، مدیر کل تعاون یزد، در مراسم تودیع و معارفه رئیس سرپرستی صندوق تعاون استان یزد گفت: برخی افراد در استان یزد، حتی تا یک میلیارد تومان تسهیلات می گیرند، و برخی ازتعاونی ها نمی توانند یک وام ده میلیون تومانی بگیرند!
و اما آقای مدیر کل، آیا این «روند وام دهی» با تغییر ریاست صندوق تعاون تغییر خواهد کرد؟ یا اینکه طبق «روال» گذشته ادامه خواهد داشت؟! براستی! وام های میلیارد تومانی، به چه کسانی و با چه وثیقه ای و برای انجام چه کاری تعلق گرفته است؟! آیا اعلام اسامی وام گیرندگان میلیاردی منع قانونی دارد؟!
جمعه 4 اسفند1385
نظرات کاربران شب نیوز!
چادرملو به بهاباد نزدیکتر است یا اردکان؟!
شما را بخدا کمی هم در باره بهاباد مظلوم بنویسید! آخر بهابادی ها هزاران سال است که قسمتی از شما یزدی ها هستند! درخواست جدایی هم ندارند؛ اما اردکانی ها، علاوه بر اینکه معدن چادرملو را در 50 کیلو متری بهاباد از بهاباد جدا کردند {فاصله چادرملو تا اردکان 250 کیلو متر است} برای شستشوی سنگ، هر ثانیه 200 لیتر آب از بهاباد می برند، ولی آب برداشتن از سفره بر ای مردم بهاباد ممنوع است، البته ما از بخشدار راضی هستیم، اما از فرماندار بافق و استانداری خیر!
و اما! از بهاباد چه بنویسیم؟!
جمعه 4 اسفند1385
ناتوانی بازنشستگان، از طی پلکان لایحه خدمات کشوری
نامه رئیس کانون بازنشستگان کشوری استان یزد، به رئیس مجلس
ادامه مطلب
پنجشنبه 3 اسفند1385
عقاب و کلاغ!
کلاغها! زیر سایه عقاب، می دوند و می دوند، اما شکار عقاب نمی شوند!
مرحوم دکتر خانلری شعر بسیار زیبایی دارد بنام عقاب، شعری که خدا بیامرز مرحوم هاشم ارکان! بسیار زیبا و دلنشین، دکلمه و نمایشی اجراء می کرد، و معمولا هفته ای یکبار و وقتی دلم خیلی می گیرد، در خلوت تنهایی، ابیاتش را مرور کرده و فاتحه ای برای هاشم ارکان، که مرا با این شعر آشنا کرد می خوانم، یاد آن حرف هایی که گفتیم و شنیدیم و آن «چایی هایی» که با هاشم در کتابخانه کوچکش خوردیم بخیر!
«گویند زاغ سیصد سال عمر کند و گاه سال عمرش، ازاین نیز درگذرد، و عقاب را سال عمر، سی بیش نباشد»
عقاب
ادامه مطلب
چهارشنبه 2 اسفند1385
تعجب نکنید! شوکه نشوید!
شهرام جزایری فرار کرد!
خبر ساده است و روشن، ساده تر و روشن تر از فرار جزایری، از دست ماموران و عدالت و قانون! و خبرگزاری ها، بدون تحلیل، یک خبر را به نقل از مجتمع قضایی امور اقتصادی منتشر کردند! خبری که فردا! تیتر اول همه روزنامه های صبح خواهد بود...
ادامه مطلب
چهارشنبه 2 اسفند1385
آقای مهندس سفید، خاتم یزد را تحلیل کنید!
روزنامه خاتم یزد، محلی است یا کثیرالانتشار و سراسری؟!
ادامه مطلب
سه شنبه 1 اسفند1385
صد شهر خراب! بهتر از یک ده آباد است؟!
زیرگذر شهدای محراب افتتاح نشده، گودبرداری زیر گذر میدان امام حسین (ع) آغازشد!
امروزصبح در هنگامه ای که باران نم نم می بارید، و سرفه های خشک «آنفولانزای لعنتی» امانمان را سخت بریده بود، دوستان و کاربرانی مدام تماس گرفتند و از قطع درختان میدان امام حسین (ع) گفتند، و ما چون به کارهای عجیب و غریب شهرداری و سازمان پارک ها و فضای سبزعادت کرده بودیم، و...
ادامه مطلب
