چهارشنبه 29 فروردین1386
بیمه بودن یا نبودن! مسئله اینست!
چهارشنبه 29 فروردین1386
یزد! شهر دود و دیابت و سکته و سرطان
در هنگامه ای که با کوچکترین بهانه، و بهر مناسبت، در تعریف و تمجید غلوآمیز از شهر یزد، مدام لقب «دارالعباده» و شعر و شعار «قنات و قنوت و قناعت» تکرار و تبلیغ می شود، مردم شهر فقر و ثروتی، که بالاترین سرانه تخت بیمارستان و بیمارستان و پزشک و مدرسه غیرانتفاعی و بانک و بنگاه را دارد، بعلت بیماری های قلبی و سکته و سرطان و دیابت، در بیمارستانها بستری شده، می میرند و هیچگاه دلایل این بالاترین آمارها و رتبه های اول مرگ و میر، بررسی و اعلام و در رسانه ها تکرار نمی شود...
ادامه مطلب
چهارشنبه 22 فروردین1386
خبر اینست! که اینجا خبری نیست، که نیست!
بر خلاف پیش بینی مسئولان و مدیران استان، و با همه تبلیغات و مصاحبه های انجام شده، مردم یزد، بر خلاف دیگر شهرها و استانها، استقبال چندانی از احمدی نژاد نکرده، و کمترین نامه را به رئیس جمهور نوشتند، که دلایل مختلفی می تواند داشته باشد.
1- مردم یزد، مشکل و درخواستی نداشته اند!
2- مشکل آنقدر زیاد بوده، که نمی دانسته اند به کدام اشاره کنند!
3- امیدی به دولت نهم و مدیران شهر و استان نداشته اند!
و شاید که...
ادامه مطلب
دوشنبه 20 فروردین1386
اگر مردم جور دیگری می اندیشند!
خاج منصور برای پانصد ریال، پنج ساعت وقت گذاشت!
ادامه مطلب
شنبه 18 فروردین1386
در دایره تردید
اگر شهرداری، روابط عمومی و شهردار شایق، مشاور داشت!
اینکه بازهم بعد از سکته و سکوت، با وجود وضع مشخص شهر و استان و مدیریت مدیران عاصی، به نوشتن ادامه دهیم یا نه! ما را سخت در دایره تردید گرفتار کرده است؛ چرا که...
ادامه مطلب
پنجشنبه 9 فروردین1386
گل و گنجشگ و کتاب و فاخته!(1)
سی روز و شب، در خلوت و سکوت، با بازخوانی و مرور دوباره کتابهای خوانده شده و نگاه به جوانه زدن و غنچه کردن گل سرخ و بازی پرآهنگ گنجشگ ها و عشقبازی فاخته ها گذشت، و سرانجام، یکبار دیگر، با قلم و قلبی لرزان و دلهره، بدنیای مجازی بازگشتیم.

همزمان با بستری شدن درون زیرزمین «بی زندانبان» خانه، یک جفت فاخته جوان و عاشق و بی تجربه، مهتابی حیاط را برای ساخت آشیانه انتخاب کردند، و با پروازهای کوتاه عاشقانه، از هرطرف سیخ و برگی آوردند، و اما!...
ادامه مطلب

