| در «هشتگرد» کرج، پدری به نام «عبدالله» با قساوت و بی رحمی، دو دختر خردسال 8 ساله و یک سال و نیمه اش را حلق آويز می کند، «فاطمه» 8 ساله، در آستانه «مهر» می میرد و «ستایش» یکسال و نیمه هنوز در اغماست، و آنسوی شهر، در قلب پایتخت ایران، جوان 26 ساله ای بنام «علی»، به خاطر بيکاری خود سوزی می کند! و در اقدامی تلخ، خود را به آتش می کشد و می سوزد و می میرد، و اما اگر! عشق و ایمان و امید و عدالت بود؟!
برادر، برای تجاوز به همسر برادر نقشه نمی کشید و نامرد و شیطان و قابیل نمی گشت، و حکایت زندگی تلخ یک زن 18 ساله تنها در «ایران» اینگونه اینقدر تلخ نبود.
|