| نگاهی به مصاحبه یزد فردا با حسین سعادتمند از پنجره توفان
هیئت سینه زنی فهادان، دولتی می شود!؟
در آستانه فرا رسیدن ماه محرم، حسين سعادتمند، نوحه خوان معروف شهر و محله فهادان یزد، دلگیر از وضعیتی که برای هیئت فهادان بعد از مرگ مرحوم سخندان پیش آمده، در پنجاه و شش سالگی، پای صحبت یزد فردا می نشیند، و پس از سالهای سال مداحی و نوحه خوانی از هیئت جنگل تا هیئت فهادان، می گوید:
با فوت مرحوم نصرالله سخندان، رئيس و بزرگ هيئت فهادان، مشکلاتی در هیئت ایجاد شده، و هيئت فهادان آن نظم و هماهنگي سابق را ندارد و ناخواسته و بر خلاف عرف و قانون، كه تشكلهاي مذهبي و ديني توسط اعضاء آن تشكلها تعيين تكليف مي شوند و افراد عضو تصميم گيري مي نمايند. دو، سه نفر را متاسفانه به هيئت ما تحميل نموده اند، و جالب است که آقايان،با زور و حمايتهاي پشت پرده مي خواهند سرپرست
هيئت هم باشند، و هيئت فهادان را با حدود 1200 تا 1300 نفر سينه زن امام حسين (ع) تبديل به يك هيئت دويست نفره کردند و از اين دويست نفر هم حدود 150 نفرشان را ما كه سي سال در اين هيئت بوده ايم نمي شناسيم! و 40 تا 50 نفر هم از جوانان و نوجوانان هستند، كه از پشت پرده جريانات خبر ندارند و برايشان تفاوت نمي كند كه رئیس هیئت چه کسی باشد و هيئت به چه راهي برود، و اكثرا بچه هاي جوان و نوجواني هستند كه با هيئت آشنائي كامل نداشته اند و خبر از سابقه هيئت ندارند.
ما با همت اهالي محل توانستيم «جنگل» را به «فهادان» تبديل نمائيم و هرگز فراموش نمي كنيم سي سال قبل (اگر بدون تعارف بخواهيم بگوئيم) وقتي جنگلي ها يك جائي مي رفتند، مردم از شلوغي جمعيت و شلوغ نمودن مجالس و با كفش آمدن در مجالسشان و هو و جنجال راه انداختنشان مي ترسيدند، و نام جنگل، به خاطر همين مسائل سر زبانها افتاده بود، ما ادعائي نداريم! وظيفه امان بوده براي سيدالشهداء ، ولي در اين سي سال كاري نموده ايمف كه جنگل به فهادان تبديل شد و البته به كمك همه، خصوصا افرادي چون اقاي محبي...
ما فهادان را به اينجا رسانديم و حالا چند نفر جوان خام ، حالا نمي دانند و با علم به اينكه مي دانند، كه اين فهادان در حال فروپاشي است دست از هیئت فهادان بر نمي دارند .
اگر اين رسانه ها مي توانند كمكي نمايند كه يك عده اي به كمك ما بيايند و حداقل به فرمايش آقای صدوقی، نماينده محترم رهبري در استان، كه در حضورنماينده نيروي انتظامي و سازمان تبليغات و استانداري و ارگانهاي ديگر فرمودند : كه نه سازمان تبليغات و نه نيروي انتظامي، كار درستي نکرده اند كه انتخاباتي اينچنين برگزار نموده اند و چه بهتر بود كه اين انتخابات در محله فهادان انجام مي شد .
دو سال است كه نتوانستيم به هيچ روشي با اين اقايان كنار بيائيم و من هيچ عشق به خواندن و شهرت ندارم و احترامي هم اگر دارم، به خاطر نوكري آقا امام حسين بوده و از طرف ارگانهاي مختلف تشويق نامه هاي فراواني ارسال نموده اند كه همه به خاطر سيدالشهداء و نوكري امام حسين(ع) بوده است .و فرزندم هم نيز به خاطر كارهاي مذهبي مقام كشوري دارد .
من دو كار موسيقي دارم به نامهاي ارغوان و نسيم زلف، كه با آهنگ سازهاي بزرگ كشوري كار نموده ام؛ آقايان درخشان ،مجتبي ميرزاده ،بستك ، كه براي موسيقي دانان كشور شناخته شده هستند .
نوازنده هاي همكارم هم آدم هاي بزرگي بوده اند، مانند اقاي كامكار كه افتخار كار با ايشان را دارم .
و آنچه كه به آن اعتقاد دارم آنست كه در پهنه موسيقي، آنهم در استان يزد، نمي توان موفق بود و مجددا از موسيقي به نوحه خواني كه علاقه و اعتقاد داشتم ، بازگشتم .
بعضي ها شايد فكر کنند كه نوحه خواني كار ساده ای است ولي به مراتب مشكلتر از موسيقي است .
البته به خاطر تقدسي كه نوحه خواني دارد، نمی توان اين دورا با هم قياس نمود، ولي در موسيقي، يك خواننده، تمام شرايط را در اركستر قبل از كار مي داند، ولي يك نوحه خوان، بالاي منبر نه ساز دارد نه اركستر و خودش بايد از يك كوكي شروع نمايد و اگر يك مقدار بالا و پائين باشد، در كار خود مي ماند و خوشبختانه در سي سال فعالیتم، در هيچ كجا با مشكلي روبرو نشده ام، و اين را نيز تا حدودي مرهون آشنائي با موسيقي مي دانم و تا الان هم به لطف سيدالشهداء (ع) مشكلي نداشته ام .
نه به خاطر من، بلكه به خاطر خدا هم كه شده و به خاطر بچه هاي محله كه در اين دو سه سال گذشته، اگر مراسمي هم در حسينيه جديد فهادان بوده شركت نكردند و مراسم سالگرد مرحوم نصرالله سخندان نيز به دليل عدم همكاري مسئولين تحميلي در منزل و كوچه مقابل منزلش برگزار شد، و اين بود قدر داني از سي سال زحمات شبانه روزي اين مرد بزرگ كه به حق بر گردن محله فهادان حق پدري داشت و همان حسينيه كه از برگزاري مراسمش در آن كوتاهي شد به همت او و كمك همراهانش ساخته شده بود.
سعادتمند در مورد راي گيري گفت: ما در منزل نماينده مقام معظم رهبري و امام جمعه محترم يزد رفتيم كه ايشان فرمودند: بعد از سيزده (محرم) بيائيد مشكلتان را حل نمائيم، و ما هم اطاعت امر نموديم و مراسم را در شاهزاده فاضل با حمايت همه سينه زنان اجرا نموديم و در شاهزاده فاضل بعد از پايان مراسم اعلام کرديم كه فردا صبح وعده سينه زنان مسجد روضه محمديه! كه یکدفعه بدون برنامه جوانكي را به ميان مجلس فرستاده و صحبتهاي من را قطع نمود و گفت وعده خيابان ايرانشهر! و من هم با توجه به سن و سالم و اعصاب خرابم و اعتقاد به اينكه قصد داشتند كه مرا عصبي کنند و دست آويز قرار دهند، كه مجلس اما م حسين(ع) را به هم زده است، خودم را كنترل کرده و حرفهاي او را تائيد نمودم و بعد از مجلس به طرف مجلس ايرانشهر حركت کرديم. وفتي به درب مجلس رسيديم، ديديم كه حدود 400 نفر از سينه زنان ناراحت ايستاده اند. وقتي سئوال کرديم گفتند كه هيئت رفته داخل ،و همان جوانك در حال خواندن نوحه مي باشد .
جهت آرام کردن سينه زنان تدبيري نموده و سينه زنان را به حسينيه مظفري در كوچه حنا برده و بدون علم وسيستم صوتي، به همت ديگر هيئتهاي حسيني حاضر، عزاداري نموديم .
و اما شب با من تماس گرفته و به من امر نمودند كه حق خواندن نداريد و من هم چون اداره كنندگان انتصابي را قبول ندارم، نخواهم رفت و نخواهم خواند، و اگر هم من بخوانم، سينه زنان نخواهند آمد، و جالب است دو تن از اين عزيزان، آقاي (ت.. )است كه سي سال است به جز سنگ اندازي در مقابل هيئت كار ديگري در جهت كمك به هيئت ننموده اند و آقاي (ش...)عزيز هم، من که سي سال نوحه خوان هيئت هستم، سه بار ايشان را همراه هيئت نديده ام! و جالب تر اینكه، اين دو عزيز، هر دو به خود راي داده، و نفر سوم هم كه فعلا كليد دار حسينيه هستند، كه نامشان به عنوان همراه هيئت هم نمي توان آورد، و به نظر من، كوچك ترين سينه زن هيئت،" رئيس هيئت" است، به شرط آنكه سينه زنان او را قبول داشته باشند . و سينه زنان امام حسين(ع) مدير دولتي را تحمل نخواهند نمود، و بهتر است كه مراجع تصميم گيرنده كه تا كنون طومار هاي مردم فهادان را بي پاسخ گذاشته اند، دست از لجاجت برداشته و بگذارند حداقل هيئت ها عزاداري امام حسين (ع) محلي باشد براي حضور جوانان و جايگاهي باشد براي گرايش جوانان به سوي اسلام ناب حسيني، نه اينكه 800 نفر جواني كه سيزده روز اول محرم را در اختيار هيئت هاي مذهبي قرار مي گرفته اند پراكنده کزده، و خداي ناكرده، باعث به گمراهي كشيده شدن جوانان شويم و اگر قرار باشد به خاطر حضور جوانا ن، در هيئت هاي مذهبي، حسين سعادتمند هم ذبح شود، به خدا قسم، خودم پيش قدم خواهم شد؛ و مرا ذبح كنند، البته اسلامي و جوانمردانه .
خدا مي داند عده اي در هيئت امام حسين (ع) به دنبال شهرت و مقام مي گردند و فكر مي كنند اگر در نوبتهاي مختلف در شوراي شهر راي نياورده اند، بدينوسيله محبوبيت پيدا مي کنند و اين خود محور تمام اختلافهاست، و نمي دانند در هيئت هاي عزاداري، فقط بحث نوكري امام حسین (ع) است، نه مقام؛ و هرچه انسان خالصانه تر در مقابل اقا و مولايش و نوكر هاي مولايش نوكري نمايد، اجرش بيشتر است .
در پايان، بعد از خدا و آقا امام حسین (ع) تنها اميد ما به آقای صدوقی، نماينده مقام معظم رهبري در استان است، كه با درايت و مديريت ايشان، اتحاد به محله ما برگردد، و دستگاههاي دولتي، در حد قانون، نظارت خود را انجام دهند، و از تهديد و زور براي اداره كردن امور استفاده نکنند، و در هر صنفي، بايستي از كاردان آن استفاده شود، و رئيس هنرمندان شهر را نمي توان يك راننده بلدوزر گذاشت، كه خود نشان از عدم شناخت هنرمندان است.
تا كنون پيشنهادات مختلفی از ارادتمندان ابا عبدالله از شهرهای مختلف ايران و محله های يزد داده شده، كه چند روز پيش، آخرين آن را جواب منفي دادم، و هنوز هم اميد دارم كه هيئت فهادان يزد دوباره به آرامشي كه لايق و سزاوار آن است دست يابد ؛ و من هم به عنوان يك عضو كوچك محله فهادان، بتوانم به وظيفه خود در قبال مردم محله ام و همچنين آقا ابا عبدالله الحسين (ع) كه هر چه داريم از اوست دست يايم .
من دلم به حال اين هيئت می سوزد، هيئتي كه سالها برايش زحمت كشيده ايم تا به اوج رسيده و متاسفانه يك عده اي كه بهتر است بگويم دوستان !!! در عرض دو تا سه ماه از اوج به زمين كوبيدندش.
|