تبليغاتX
توفان یزد

یکشنبه 24 خرداد1388

آش «ملا» را كه پخت و كه خورد و كه ديد!؟

آش «ملا» را كه پخت و كه خورد و كه ديد!؟
اصلاح طلبان و انتخابات و دروغ و توهم پيروزي و آش ملانصرالدين
مي گويند: يك روز ملانصرالدين، از سر بيكاري و براي خنده و سركار گذاشتن مردم، به دروغ، در كوچه و محله شايعه كرد و جار زد و گفت كه در فلان محل دارند آش مجاني مي دهند و وقتي ديد كه مردم زيادي ديگ و قابلمه بدست براي گرفتن آش بسوي محلي كه او آدرس داده  دارند مي روند، خودس هم دروغ خودش را باور كرد و قابلمه اي در دست گرفت و شروع كرد بدويدن تا زودتر از اهالي محل به ديگ آش برسد....
و اما مشاوران و فعالان ستاد ميرحسين موسوي و كروبي، و خود موسوي و كروبي نيز بيشتر و زودتر از مردم، دروغ هاي بزرگ تبليغاتي را كه خود ساخته بودند باور كردند و قبل از شمارش آراء، از پيروزي قاطع گفتند و بيشتر و بدتر آنكه، ميرحسين موسوي، در كنفرانس مطبوعاتي، هر نتيجه جز پيروزي خود را نيز باطل و تقلبي اعلام نمود!!!
چندين سال، پيش در زمان انتخابات مجلس ...م، بنا بدلايلي و از سر طنز و شوخي، به يكي از اقوام جوان تازه فارغ التحصيل شده، كه بيكار و در جستجوي كار بود پيشنهاد داديم بيايد حالا كه كار مجلس راحت و حقوق مجلس خيلي خوب است، كانديداي انتخابات مجلس در يزد شود، و او پس از مدتي ترديد و مخالفت، وقتي مطمئن شد قصد مسخره كردن و سركار گذاشتن او را نداريم، بر ترس و ترديد خود فائق آمد و سرانجام با پافشاري ما بشرط آنكه در ميانه راه با گرفتن حق و امتيازي به نفع ديگري كنار رود، اين كار را قبول كرده و رفت ثبت نام كرد و از سر اتفاق صلاحيتش هم تائيد شد، و اما با شروع تبليغات و گرفتن كاغد ارزان تعاوني از فرمانداري، كم كم حرف هاي ما سخت باورش شد و شروع كرد در بين افراد فاميل، استاندار و فرماندار و مديركل ادارات انتخاب و تعيين كردن، و حتي براي حقوق نگرفته مجلس هم نقشه كشيد و يك اتومبيل و تلويزيون و يخچال فريزر كلي چيزهاي ديگر تشريفاتي، چكي و قسطي خريد، هر چه تبليغات بيشتر مي شد، و بيشتر در كوچه و محله تبليغ مي كرد، حرف هاي دوست و آشنا و خاله و عمه و دايي و عمو و بچه هاي آنان بيشتر در او تاثير مي كرد، و ديگر سخت باورش شده بود، كه بعنوان جوانترين نماينده مردم يزد و با اكثريت آراء به مجلس راه خواهد يافت، و شبهاي آخر تبليغات انتخابات، بخاطر اينكه پيشنهاد كرده و گفته بوديم بايد نيمي از حقوق مجلسش را براي كارهاي خيريه و كمك به محرومان در نظر بگيرد، با ما بحث و جدل كرده و ما را از ستاد خود كه اتاقي از اتاق هاي خانه پدرش بود بيرون كرد، و اما فرداي انتخابات، پس از اعلام نتايج انتخابات، با بغض و دل پر درد و حال زار پيش ما آمد، تا در رابطه با تقلب انتخاباتي و پايمال شدن حقش براي مطبوعات و رسانه ها نامه بنويسيم، او در انتخابات مجلس، با آنكه دويست و پنجاه پرس شام داده بود، يكصد و هفتاد و پنج راي آورده بود.
  

نوشته شده توسط محمد رضا شوق الشعرا در 20 | موضوع:
• لینک ثابت  •