| می خواهیم رفتگر شویم!
اگر ما را به رفتگری قبول کرده بودند که نویسنده و وبلاگ نویس نمی شدیم
کثیف کردن هنر نیست، تمیزکردن هنر است
درخواستی برای رفتگر شدن، به شهردار یزد
چندی پیش در رابطه با مطلب سیستم و شیوه جمع آوری زباله یزد، دیدنی است! نه گفتنی و نوشتنی! کاربری با نیش و کنایه و متلک، پیشنهاد «سوفوری» و رفتگری به ما داده، و عنوان کرده بود که « چکار داری به سوفورهای بدبخت! راست میگی خودت برو جمع کن. چه فکر بکری. به قیافه ات هم می خوره! درآمدش هم خوبه» و متاسفانه این کاربر گرامی، دو جا سخت اشتباه کرده بود، اول اینکه به رفتگران زحمتکش توهین کرده بود، چون قیافه هیچ رفتگری مثل ما نیست! و دوم اینکه اطلاع نداشته که سالها سال پیش و در زمانی که «مهندس وحدتی» شهردار یزد بود، مسئولین وقت شهرداری، به درخواست رفتگر شدن ما اعتناء نکرده و ما را به رفتگری قبول نکردند، و بهمین دلیل ساده، مجبور شدیم که به روزنامه نگاری و نویسندگی و حمالی ادامه داده و حتی طرح ایستگاه مطبوعات را ارائه کنیم؛ و اما اینک در بهترین شرایط و موقعیت شهر و استان و کشور، که عاصی با شایستگی تمام استاندار است و شایق با کاردانی تمام شهردار، باز پیشنهاد و درخواست خود را رسمی و علنی و مکتوب تکرار کرده، و چون دیگر سرمایه ای برای خرید وانت و راه اندازی مغازه نداشته و جزنوشتن هم کار دیگری نداریم، و «پادویی» هم بلد نیستیم! آمادگی خود را برای قبول مسند پرافتخار رفتگری اعلام می داریم. بهرحال درآمد و خدمت رفتگری، بمراتب بیشتر و دردسرش بمراتب کمتر ازسایت داری و نویسندگی می باشد.
بنام حق
جناب آقای مهندس شایق شهردار منتخب شورای دوم شهر یزد
سلام علیکم
با توجه به افتتاح پل هوایی شهید باهنر، که آرزوی دیرین مردم یزد را برآورده ساخت، و آماده افتتاح شدن پل اختلاف سطح دار شهدای محراب، و خالی و مهیا شدن اتاقی در شهرداری، برای فعالیت زودرس اعضاء شورای جدید شهر، و راه یافتن « روزنامه نگاران متعهد» و «منتقدان مردمی» و «لوازم خانگی فروشان» به شورای شهر و نیازی که شهر برای «رفتگر» و «زباله جمع کن» دارد، و بنا به اعلام رسانه ها، بکارگیری کارگران افغانی نیز در مشاغل خدماتی شهرداری ممنوع شده، درخواست اشتغال در واحد خدمات شهرداری و کسب مسند رفتگر شدن را داریم. البته درست است که لیسانس و دیپلم و مدرک تحصیلی معتبر و پارتی و سابقه ای جز «نقد و انتقاد» و «گاه نامه ای روزی رسان» برای «ارتزاق» و «کسب درآمد» نداریم، اما قول می دهیم که بهتر از لیسانسیه ها و دیپلمه ها و سیکل دارها، رفتگری کرده، زباله ها را جمع کرده و خیابانهای ناهموار و مملو ازچاله و دست انداز شهر را جاروب بزنیم! در ضمن سوء سابقه و اعتیاد به مواد مخدر و مرض مسری و سر جنگ و دعوا و «قوم و خویش دلال» هم نداریم، ( می توانید استعلام کنید) و فقط اندکی ناراحتی قلبی قبلی داریم، که این نیز در این شهر و استان، برای افرادی چون ما یک چیزطبیعی است! بهرحال ما چون شنیده ایم که بعضی ازافراد مغرض و مخالف و معاند و خدانشناس می گویند، که بعضی ازسرکارگرها! در خدمات شهری، به اندازه شهردار درآمد و مزایا دارند، اعلام می کنیم که علاقه ای به سرکارگر شدن نداریم، چون به درآمد و حقوق میلیونی عادت نداریم، و می ترسیم که حق کارگرهای بدبخت فلک زده، به زمین گرممان بزند، و «گلاب» برویتان، سرطان استخوان و مرض قند عصبی و صد کوفت و درد و مرض دیگر بگیریم!
با تشکر
محمد رضا شوق الشعراء
19/10/85 یزد
|