| چه کسی می داند!
در سازمان میراث فرهنگی یزد چه خبر است؟
(نامه های رسیده)
جناب آقای شوق الشعرا
باسلام! من یکی از شهر وندان یزدی هستم که مدتی را در زمینه میراث فرهنگی و گردشگری فعالیت می کردم، نه برای کسب در آمد که به خاطر علاقه خودم، در طول دوران مدیریت جناب آقای سید حسینی مشکلات و سختیهای زیادی را تحمل کردیم و امید به این داشتیم که با حضور دولت آقای احمدی نژاد، مدیری بر این مسند گذاشته شود که درد آشنا و اهل فن و ذوق در این زمینه باشد، ولی متاسفانه بعد از گذشت چند ماه، کسی را گذاشتن که اوضاع بهتر نشد که هیچ! بلکه بدتر هم شد، بنا به دلایل ذیل:
1- آقای سیفی اگر چه دارای سابقه کاری می باشد ( در حد معاونت یک سازمان نه چندان عریض و طویل) ولی مسئولیت وی اکثرا در امور مالی بوده، نه بحث حساسی چون میراث فرهنگی(!)
2- آقای سیفی نیز مانند آقای سید حسینی معاونان خود را از دوستان خود و شاید بدتر از زمان قبل(!) از اقوام خود و از شهر اشکذر گذاشته است(!) که بیشتر مواقع ساعت 2بعد از ظهر که می شود در اشکذر هستند(!) تا فردای آن روز و هر کس که خواست تخریبی انجام دهد، راحت در آن موقع انجام می دهد(!) در این مورد باید یک خدا بیامورزی به به پدر و مادر سید حسینی و معاونانش بدهیم که حداقل تا پاسی از شب خودشان در حال گشت زنی بودن و از نزدیک ناظر بر اموربودن(!)
3- آقای شوق الشعرا! از شما یه سئوال دارم(!) تا حالا اداره و سازمانی را سراغ داشته اید که مدیر کل و رئیس حراست، پسر عمه پسر دایی باشند(!؟) و حراستی که از کارمند جزء روابط عمومی و شاید متر به این پست دست پیدا بکند(!) آیا جرات این را دارد که جلو مدیرش بایستد و جلو خرابکاریهای او را بگیرد (!؟)
آقای شوق! در مطالبتان و در مورد انتخاب افراد شایسته از طرف آقای عاصی استاندار یزد خواندم البته به کنایه(!) باید به عرضتان برسانم آقای سیفی (خیلی) بیشتر از استاندار شایسته سالار تر هستند(!) زیرا همسر (...) رئیس حراست و عروس عمه خود را در پست مسئول موزه های میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی منصوب کرده اند(!) تا هیچ کس از در آمد و خرج آنها مطلع نباشد(!) آیا اگر اعتراضی در این مورد (امور موزه ها ) داشتی(!) باید به چه کسی مراجعه کنی(!؟) رئیس حراست (همسر مسئول موز ه ها) یا به مدیر کل (پسر دایی)(!؟)
4- آقای شوق! یکی از زیباترین و قشنگترین خانه های قدیمی یزد که با بودجه دولت بازسازی شده است، به عنوان منزل شخصی مسئول حراست (همان پسر عمه مدیر کل ) در اختیار او قرار داده شده است(!) آیا فکر نمی کنید که این یه بده بستون کاری و سیاسی (کاری) باشد (و به قول ما یزدیها این پا اون در) یعنی آقای حراست از کارمند جز بودن و همسرش از کارمند یکی از مراکز پژوهشی میراث به این پست و مقامها رسیدن و انتقال یافتن و از یه منزل اجاره ای به یه خانه اربابی رفتن، در مقابل چه خدمتی برای مدیرکل انجام شده والله و اعلم (!؟)
آقای شوق! یه سئوال از شما داشتم(!؟) آیا شما هم با آقای مدیر کل نسبت فامیلی چیزی دارید که مطلبی در باره ایشان نمی نویسید(!؟) آقای شوق! بنا به گفته آقای صدوقی که در جمع منتخبین سومین دوره شورای شهر یزد، که با انتقاد از عملكرد سازمان ميراث فرهنگي همراه بود اظهار داشت: تلاشهاي زيادي براي به ثبت رسيدن بافت عظيم تاريخي يزد صورت گرفته است و هم اكنون كه اين بافت به ثبت ملي رسيده است، به يك سازمان بسيارقوي و البته با بودجه بسيار زيادي نياز دارد، تا اين ميراث فرهنگي عظيم را مديريت كند؛ و این مطلب، حاوی نکاتی بسیار هست از جمله عملکرد مدیریت ضعیف آقای سیفی جدا از مسائل باند و سیاسی بازی کاریهای وی
آقای شوق! امید وارم که با توجه به روحیه ای که در شما سراغ داریم این مطالب راسایت خود استفاده نمایید (!؟)
و اما!
شهروند عزیز! این حرف های مغرضانه! و این وصله ها! اصلا و ابدا و با هیچ چسب و سریشم و نخ و سوزنی! به دامان مدیر منتخب عاصی در سازمان میراث فرهنگی و صنایع دستیو گردشگری یزد نمی چسبد، و در دولت عدالت محور احمدی نژاد، در هیچ اداره و سازمان دولتی، ازقوم سالاری و رابطه و پارتی بازی و این جور مسائلی که متعلق به دوره های قبل بوده است، خبری نیست که نیست! و نامه شما را درج کردیم، تا جوابیه قاطعانه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری یزد، دروغ و کذب بودن وصله ها و تهمت های شما را ثابت کند، البته ما با چشمان خودمان توانمندی و فعالیت سازمان میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری را در غرفه خالی آن سازمان در نمایشگاه توانمندی های استان دیدیم، که دو مسئول زن و مرد داشت و یک نقشه شهر و استان نداشت! و نهایت اینکه، در شهر و دیاری که دل صدوقی خون بسته است و به حرف و گفته های او توجه نمی کنند، فکر می کنید به حرف و نوشته ما و شما توجه کنند؟! نه برادر جان! ازسفره ها و سفرها انتقاد نکنید! هر جا دیدید سفره ای پهن است، شما هم...
|