طلوع نوشته های گروه توفان
سوم بهمن
نه یک لحظه دیرتر، نه یک لحظه زودتر، درست در لحظه ای که باید سربرآورد و طلوع کند، خورشید از دل تاریکی آرام بیرون می آید و همچون همه صبح هایی که بوده است و طلوع کرده، بازهم طلوع می کند، تا سیاهی و تاریکی با شب، تا شب برود و روزی دیگر بیاید. 

صبح بخیر! سلام
اینک صبحی که دیشب بسیاری از ذهن ها و اندیشه ها در فکر و به امید رسیدنش بودند از راه رسیده و وجود خود را نشان داده است، و اما بازهم عده ای از خود صبح و در همه لحظه لحظه های روزی که در حال گذشتن و رفتنست، به شبی که می خواهد بیاید و در راهست می اندیشند، و روز و لحظه هایی که هست و پر از شور و شوق و زیبایی هست را نمی بینند.
قدر این لحظه ای را که هست، با اندیشیدن به اینکه چگونه باید بود، بدانیم و با نفسی عمیق محکم گام برداریم و حرکت را به سمت بهتر و درست فهمیدن آغاز کنیم