برندی که قرار بود برند و افتخار استان باشد چرا به سمت تعطیلی و سقوط می رود؟
برندی که قرار بود برند و افتخار استان باشد چرا به سمت تعطیلی و سقوط می رود؟
عوامل توقف تولید در ایساتیس چیست!؟
زمان زیادی از خرسندی و وعده مدیرعامل پکیچ ایساتیس برای تولید کولرهای گازی خورشیدی که تحولی شگرف در کاهش مصرف انرژی و هزینه خانوارها داشت، نگذشته، و هنوز این تولید وارد بازار نشده بود، که در کمال ناباوری، بعضی خبرگزاری ها از بیکار شدن صد و پنجاه کارگر کارخانه ایساتیس خبر دادند، تا صعنتی که کمترین مصرف آب و آلودگی هوا را در یزد داشت، و کسی تصور تعطیلی آن را نمی کرد، در میان بی تفاوتی و سکوت مدیران و مسؤلان و در آستانه فصل تابستان، گام بزرگی بسوی توقف تولید و تعطیل شدن بردارد؛ و اما چه عامل و یا عواملی باعث وقوع این اتفاق شدند!؟
این روزها بیلبوردهای زیادی در سرتاسر شهر یزد، با تبلیغات کولرهای گازی مختلف خارجی پر شده است و مردمی که کولرهای گازی تولیدی تایوان و کره را می خرند، در هر خرید ناخودآگاه هزینه تبلیغات انجام شده و دستمزد کارگران کره ای و تایوانی را نیز پرداخت می کنند، و اما مگر یزد چی از تایوان کم داشت که نتوانست ایساتیس را در این رقابت برنده از میدان خارج کند!؟
براستی با بهره بالای بیست و گاه سی درصد بانک ها می شود در بخش صنعت و تجارت، با برندها و تولیدات خارجی رقابت کرد و آیا ایساتیس آخرین کارخانه تعطیل شده در صنعت ایران خواهد بود!؟
چند روز پیش رفته بودیم یک عدد لامپ مهتابی بخریم و بزرگترین فروشگاه توزیع لوازم برقی یزد، لامپ مهتابی موجود نداشت، و اما از تعطیل شدن بزرگترین کارخانه تولید لامپ مهتابی ایران مهتاب در مشهد و لامپ های مهتابی چینی که در بازار ایران با قیمتی بمراتب کمتر از مهتابی تولید داخل در فروخته می شود گفت، با توجه به حجیم بودن لامپ مهتابی هیچگاه حتی تصوز هم نمی کردیم که بازار لامپ مهتابی هم به قیمت تعطیل شدن کارخانجات داخلی، در انحصار چین و چینی ها در بیاید.
با حمایت و تقویت شرکت هایی چون ایساتیس، جدا از اشتغال مولدی که ایجاد می شد، مقدار زيادي ارز نیز از مملکت خارج نمی شد و اما انگار نان و درآمد زیاد واردات که نصیب و سهم عده ای تاجر و دلال می شود، آنقدر زیاد است که دیگر حتی گوشه ای از میدان تجارت برای تولید کننده بدبخت داخلی باقی نمی ماند.
تعطیلی ایساتیس که یکی از دهها کارخانه موفق تعطیل شده است، شکستی برای مدیران و مالکان آن نیست، که شکستی برای مدیریت استان و در نهایت کشور می باشد.
درست است که ایجاد کارخانه و صدها شغل کلی سرمایه و زمان نیاز دارد ،و اما بیکار کردن کارگران و تعطیلی کارخانه ها کار چندانی ندارد و کافیست که برآی یک مدت کوتاهی مسند مدیریت یکی از بخش های مرتبط با صنعت را به یک فرد ناشی و غیر متخصص و بی تجربه سپرد.
دیروز نساجی و فولاد و کاشی و امروز پکیچ ایساتیس، و فردا دیگر چه کارخانه ای برای تعطیل شدن باقی می ماند!؟
ایساتیس می توانست با تولیدات منحصر بفردش بدون آلودگی های زیست محیطی، باعث مطرح شودن بردن دیگری از صنعت یزد در سطح کشور شود و اما چرا نشد!؟
تبصره اول: