شورای,شهر یزد، اسلامی و شهرداری یزد، شهرداری دارالعباده است!؟
شورای,شهر یزد، اسلامی و شهرداری یزد، شهرداری دارالعباده است!؟
ظلم و احجاف شهرداری یزد در حق یک موسسه تبلیغاتی!
نقش پیدا و پنهان سپنتا نیکنام و معاونت خدمات شهری و هییت مدیره سازمان رفاهی تفریحی، در ظلم به یک موسسه فرهنگی و تبلیغاتی!
در نگاه اول نمی شود باور کرد که چنین ظلم و احجافی در حق یک انسان و یک شهروند نظام جمهوری اسلامی و در یزدی که لقب دارالعباده را بدوش می کشد و شورای سوم و چهارمش هر کدام دو نماینده روحانی داشته، روا شده، و اینگونه با آبرو و سلامتی و زندگی یک ابرانی مسلمان بازی شده باشد!
در کدام دین و آیین و مذهب و مرام و قانونی، بد عهدی و بد قولی و به تعهد عمل نکردن و ضرر و زیان به دیگران وارد کردن، مباح و روا و آزاد است!؟
در حالیکه سوال برانگیزترین و زیان آورترین قرارداد در زمان شهرداری شایق با واگذاری سیزده پل عابر پیاده تبلیغاتی بمدت هشت تا سیزده سال به یک شرکت خاص منعقد شده بود، و هنوز شهرداری نتوانسته در این رابطه از حق و حقوق مردم و شهر بخوبی دفاع کند و میلیاردها سودی که باید گیر شهرداری می آمده گیر یک شخص آمده‘، سازمان امور رفاهی - تفریحی شهرداری یزد، در فروردین سال ۹۱ به استناد دو مصوبه شورا و هییت مدیره سازمان، اسناد تجدید فراخوان مشارکت عمومی در رابطه با نصب و ایجاد و بهره برداری از,۳۲۰ تابلو تبلیغاتی از نوع بادگرد (لمپوست) و چهار تابلوی سه وجهی گردان در سطح شهر را اعلام ، و در امرداد ۹۱ با برنده فراخوان که موسسه فرهنگی و هنری اعتماد یزد است، قراردادی را امضاء می کند، و استفاده تبلیغاتی از تابلوهایی که هزینه ساخت و ایجاد آن نزدیک به هفده میلیارد ریال برآوردشده را در ازای بیست و دو ماه بهره برداری به موسسه واگذار می گردد، و مدیر مسؤل موسسه ای که آن روز سالم بوده و امروز قطع نخاع و ویلچرنشین شده است،با اعتماد به قول و امضاء مدیران مسلمان شهرداری یزد، مبلغ صد و شصت میلیون تومان را بعنوان ده درصد حسن انجام کار، ضمانت و سپرده می کند! صد و شصت میلیون تومان با ارزش پولی که در سال ۹۱ داشت و اما شهرداری بعد از عقد قرارداد نسبت به تعهدات خود کوتاهی کرده و با تغییر مدیران عامل سازمان و اعضای شورای شهر و شهردار یزد، همچنان این قرارداد میان هوا می ماند و اجرا نمی شود، و در حالی که مدام به بهانه های مختلف در سطح شهر تابلو تبلیغاتی توسط دیگر کانون های تبلیغاتی نصب می شود، موسسه فرهنگی اعتماد که راههای انحرافی رسیدن به مقصد را در شهرداری بلد نیست دستش از چاره کوتاه مانده و بلاتکیف می ماند!
در آبان ماه ۹۳ و دو سال و چند ماه پس از قرارداد، هیأت حل اختلاف ماده ۳۸ آیین نامه معاملات با محکوم کردن کارفرما که سازمان رفاهی-تفریحی شهرداری یزد باشد، رای خود را به نفع پیمانکار، موسسه فرهنگی هنری اعتماد یزد صادرمی کند.
در خرداد ۹۴ سازمان رفاهی و تفریحی شهرداری ابلاغیه ای با امضاء تاج آبی مدیر عامل وقت سازمان به موسسه ارسال می کند تا در محل های تعیین شده در قرارداد که سی درصد از حجم آن نیز کم شده، تابلو های تبلیغاتی نصب شود.
با اشکال گرفتن از سپرده ضمانت نامه ای که تمدید نشده، دوباره موسسه مبلغی بیش از صد میلیون تومان را سپرده کرده و با توجه به تحویل فضاهای تبلیغاتی در ۱۷ خرداد ۹۴ طی صورتجلسه ای ، موسسه برای خرید تابلو و وسایل مورد نیاز اقدام می کند، واما در تاریخ نهم تیرماه۹۴ نامه توقف اجرای کار قرارداد مربوط به بادگردها و تابلو سه وجهی گردان از جانب سازمان رفاهی و تفریحی به مدیر موسسه ارسال می شود، و همچنان باز پول موسسه بابت ضمانت سپرده است و وسایل خریداری شده خاک می خورد و هیچکس در شهرداری و شورای شهر نیست که پاسخگو باشد و براستی این فریاد را کجا برای احقاق حقی که پایمال شده باید برد!؟
تبصره اول: